{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آلوده به درد پارت ⁸

آلوده به درد پارت ⁸
(پرش زمانی به ۱۰ روز بعد)
ویو ا.ت
از وقتی که لایو تموم شد خیلی ادم ها بهم پیام دادن اما یکی از ان ادم ها خیلی مشکوک بود و تا الان دارم باهاش صحبت میکنم ان گفت لایوم و دیده و به نظرش کارم خیلی خوب بود برای همون می خواد من و خاننده ی رسمی کنه اولش با خودم گفتم شاید میخواد اذیتم کنه یا چی اما کم کم دیدم واقعا راست میگه و می خواد کمکم کنه منم برای اینکه بتونم بهش اعتماد کنم رفتم و دربارش اطلاعات بدست اوردم و فهمیدم ان عضو یکی از بزرگ ترین گروه های کیپاپه بی تی اسسسسس عررررر خوب من یه آرمیم و اگر میدونستم ان نامجون خیلی زود تر اعتماد میکردم و اینکه میدونم نامجونه چون اینگلیسی باهام صحبت می کرد(چت میکرده)امروز قراره برم به کره و خیلی هیجان دارم
جسی:چسب دوست داری؟
ا.ت:عاااا شرمنده هواسم نبود...نه اصن دوست ندارم
جسی:بدو چمدونا رو ببریم تو ماشین پرواز دیر میشه ها
ا.ت:اک
(پرش زمانی به پرواز)
جسی:ناموسن خیلی میترسم
ا.ت:از چی؟
جسی: پروازززز
ا.ت:بگم برام مهم نیست ناراحت میشی؟
جسی:معلومه که میشم
ا.ت:برام مهم نیست
جسی:(پوکر)
جسی:شتتتتت داره بلند میشه
ا.ت:😑😑😑
جسی:جیغغغغغ من میترسم
ا.ت:جسی می خوای بپری پایین؟
جسی:چی؟نههه
ا.ت:پس لطف کن دهن مبارکتو ببند و گرنه پرتت میکنم پایین
جسی:خیلی ممنون عزیزم😔💔😅
ا.ت:خواهش میکنم عزیزم👍🏻
دیدگاه ها (۴)

رمان : آیدل من پارت :«6»^پرش زمانی به دو ماه بعد ^ویو «ا/ت»د...

تک پارتیا/ت_جینسلام من ا/ت هستم ۲۴ سالمه با جین تازه ازدواج ...

🐯 تهیونگ: مرموز، شوخ و شجاع؛ بعضی سرنخ‌ها به گذشته‌ی او مربو...

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

پارت. 33

سناریو مایکی پارت اخر

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟒 | چیزی بیشتر از دوستیزمستان سئول از راه رسید.برف آرام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط