{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبے که زنی جدید

شبے که زنی جدید
سر بر بازوی تو
خیالے کهنه
سر بر سینه ی من
شبے که بهشت بازوانت را ندارم
#کاکتوس ها را بغل میگیرم
و برایشان
از تفاوت آغوش با آغوش میگویم !
دیدگاه ها (۱)

جوونه میگفت : وقتی فصل نوکری تموم میشه ، حوصله‌ی هیچ‌کسی رو ...

سلام ...آدینتون بخیر ☺️شرابِ کهنه ی خود را من از دستِ تـو نو...

پارت: 30 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخرِ بعدازظهر با ...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟐سوا:داداشی من همه ی حرفات رو شنیدم و خ...

وای ملکه من! نفسِ راحتی کشیدم! داشتم از دستِ این تهیونگ سکته...

هوسوک یکم سکوت کرد. نگاهش از روی دستت سرخورد روی چشمهات. لحن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط