سناریو میتسویا پارت ۱
نویسنده:امروز مثل دفعات قبل یه دیت با میتوسیا داشتی
خیلی براش هیجان داشتی چون میخواستی کادوی تولد مونا (اسمشو درست گفتم؟)
رو بهش بدی
نکته : یه کافه کوچیک قرار گذاشته بودید
کافه»
ا/ت: سلام عزیزم 💖
میتوسیا: سلام خوبی
میتوسیا: چی میخوری؟
ا/ت:من یه کیک شکلاتی میخوام
ا/ت : راستی چه خبر از گنگ چیکارا میکنی
میتوسیا: زیاد اوضاع خوب نیست نمی خوام ترو قاطی این کارا کنم
ا/ت: حالت خوبه گرفته به نظر میای
میتوسیا: بیا زودتر سفارش بدیم ....
...... من یه قهوه میخوام
ا/ت : چطوری قهوه میخوری خیلی تلخه
میتوسیا: کجاس تلخه؟
ا/ت : تو خوبی
نویسنده: گارسون سفارشارو گرفت و بعد از چند دقیقه اوردشون
گارسون دستش لرزید و قهوه رو ریخت روی لباس میتسویا
میتوسیا: اخخ حواست هست؟
گارسون: واقعا معذرت میخوام اقا
ا/ت: میتسویا خوبی ؟ بزار برات پاکش کنم
نویسنده: میتسویا دست ا/ت پس زد یهو گوشیش زنگ خورد
هاکای بهش زنگ بود
هاکای: میتوسیا بیا خواهراتو جمع کن دارن جرم میدن(🤣)
میتوسیا: الان میام
قطع کرد»
میتسویا: ا/ت من بیاد برم تو هم باهام بیا تو برو جلو در کافه تا من بیام
ادامه دارد
خیلی براش هیجان داشتی چون میخواستی کادوی تولد مونا (اسمشو درست گفتم؟)
رو بهش بدی
نکته : یه کافه کوچیک قرار گذاشته بودید
کافه»
ا/ت: سلام عزیزم 💖
میتوسیا: سلام خوبی
میتوسیا: چی میخوری؟
ا/ت:من یه کیک شکلاتی میخوام
ا/ت : راستی چه خبر از گنگ چیکارا میکنی
میتوسیا: زیاد اوضاع خوب نیست نمی خوام ترو قاطی این کارا کنم
ا/ت: حالت خوبه گرفته به نظر میای
میتوسیا: بیا زودتر سفارش بدیم ....
...... من یه قهوه میخوام
ا/ت : چطوری قهوه میخوری خیلی تلخه
میتوسیا: کجاس تلخه؟
ا/ت : تو خوبی
نویسنده: گارسون سفارشارو گرفت و بعد از چند دقیقه اوردشون
گارسون دستش لرزید و قهوه رو ریخت روی لباس میتسویا
میتوسیا: اخخ حواست هست؟
گارسون: واقعا معذرت میخوام اقا
ا/ت: میتسویا خوبی ؟ بزار برات پاکش کنم
نویسنده: میتسویا دست ا/ت پس زد یهو گوشیش زنگ خورد
هاکای بهش زنگ بود
هاکای: میتوسیا بیا خواهراتو جمع کن دارن جرم میدن(🤣)
میتوسیا: الان میام
قطع کرد»
میتسویا: ا/ت من بیاد برم تو هم باهام بیا تو برو جلو در کافه تا من بیام
ادامه دارد
- ۱۳.۵k
- ۱۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط