{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه دختر خوشکلو تو خیابون دیدم داشت دعوا میکرد

یه دختر خوشکلو تو خیابون دیدم داشت دعوا میکرد
رفتم کمکش بعد کلی زد و خورد
گفتم زن رویاهام همینه
عزیزم اسمت چیه
برگشت گفت جمال
به جونه خودم پسر بود
بابا یه علامتی چیزی نصب کنین ما الکی دل نبندیم :/

:D
دیدگاه ها (۴)

رمان تو خود منی

“L’amour est la seule passion qui ne souffre ni passé ni ave...

رمان ؟!«وقتی بهم خیانت کردی .....»پارت ؟!«1»ویو «ا/ت»ساعت ا...

P⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده ...

bts8

پارت ده یونگی: لونا عزیزم این کیهکه همون لحظه یونا اومد یونا...

بی رحمی؟پارت¹¹کوک.خب ببین یه مدت طولانی قراره خانوادم اینجا ...

رمان عشق ممنوع

دختری که از سرنوشت فرار کرد ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط