انتقام زیبا* part 2
انتقام زیبا* part 2
ا.ت : یا ولم کن
اولین روز مدرسه چهقدر قشنگه
چرا اینطوری شد آخه باید یه کاری بکنم ک دیگه ازینا غلطا نکنه
یکی از بچه ها : یا ته کیونگا ولش کن
ته کیونگ : باید حد خودشو بدونه
ا.ت : آهان اونوقت حدم چیه هومم
ته کیونگ : با اینکه تحت فشاری هنوزم زبون داری
ا.ت : فشار ؟! ( پوزخند )
و جونگ کوک بهم زول زده بود
ار جام بلند شدم و پاشو پس زدم
ا.ت : الان دوست منو هل دادی
ته کیونگ مردی نبود ک بخای اذیتش کنی خیلی کینه ای و جدی بود
ته کیونگ : یاااا فک کردی کی هستی
سرمو نزدیک سرش بردم و توی گوشش گفتم
ا.ت : دختر یه گنگستر ( خیلی اروم)
و با لگد به شکمش ضربه زدم
و پرت شد و با کمر رفت تو میز
ا.ت : دختر یه گنگیتر باید اینکارو کنه هومم
رفتم سمت ریوجین و بلندش کردم
ا.ت : یا کنچانا ؟!
ریوجین : آره ممنون ولی خودت انداختی تو دردسر
ا.ت : مشکلی..ن
حرفمکامل نشده بود ک ریوجین جیغ زد و یه چیز محکم خورد بهم سرم بلند شدم دیدم چنتا پسر اومدن اونجا و میخوان دعوا کنن
ا.ت : یا چتونه
ته کیونگ : با بد کسی در افتادی کوچولو
و همه اومدن سمتم ....
ا.ت : گمونم من باید اینو میگفتم
و سریع رفتمسمت پسرا
و همشون و با مشت و لگد زدم فقط یکی مونده بود رفتم سمتش و دستشو گرفتم و زدمش رو زمین
فقط ته کیونگ مونده و دهنش باز موند بود و من یه مشت خورده بودم و لبمو زخم کرد
و البته یه زخمبزرگرو دستم ایجاد شد ...
رفتم نزدیکش
ا.ت : یا ته کیونگا با یه قلاده و چندتا اکسسوریو دوسه تا جوجه قلدر نمیشی ( دوزتان برنخوره )
تو فقط یه دلقک اسکلی
ته کیونگ : یا دلقک
ا.ت : فک نکنم کر باشی هومم ؟
صداش بند اومد
ا.ت : فک نکنم تو باهاممشکلی داشته باشی آقای
روی برچسب اسمشو نگاه کردم ...
( جئون جونگ کوک )
آقای جونگ کوک شی
کوک حرفی نزد و رفت
رفتم سمت آبخوری
و سعی کردم زخممو بشورم واقعا درد داشت ..
ا.ت : عایشش اخ درد داره
ک دیدم یکی دستمو گرفت
کوک بود ...
کوک : یا زخمت خیلی بزرگه ممکنه عفونت کنه یه لحظه وایسا ...
من با اینک تعجب کرده بودم با چشای گرد و دهن باز بهش زول زده بودم و دیدم ک یه دارو از توی کیفش در آورد
کوک : بشین روی نیمکت
نشستیم و کوک اون ماده رو در آورد میخواست بماله روی زخمم
کوک : ممکنه درد داشته باشه
منم سرمو تکون دادم به محض اینکه یکمشو مالید دستمو کشیدم
ا.ت : اه..عیش
کوک : اوه ببخشید
اون سعی میکرد آروم بکشه ولی من هی دستمو ناخودآگاه عقب جلو میکردم بلخره تموم شد دستمو پانسمان کرد
کوک : تموم شد ، خوبی ؟!
و منم سرم پایین بود و نمیدونم چرا گریم گرفت آخه خیلی درد داشت
کوک : یا گریه میکنی ؟!
ا.ت : ن...هق
کوک : م...ن واقع...ا متاسفم
نمیدونستم انقد درد داره سرمو بالا آوردم و بهش لبخند زدم
و اون با اون جفت چشای مشکیش بهم زول زد خیل...
ا.ت : یا ولم کن
اولین روز مدرسه چهقدر قشنگه
چرا اینطوری شد آخه باید یه کاری بکنم ک دیگه ازینا غلطا نکنه
یکی از بچه ها : یا ته کیونگا ولش کن
ته کیونگ : باید حد خودشو بدونه
ا.ت : آهان اونوقت حدم چیه هومم
ته کیونگ : با اینکه تحت فشاری هنوزم زبون داری
ا.ت : فشار ؟! ( پوزخند )
و جونگ کوک بهم زول زده بود
ار جام بلند شدم و پاشو پس زدم
ا.ت : الان دوست منو هل دادی
ته کیونگ مردی نبود ک بخای اذیتش کنی خیلی کینه ای و جدی بود
ته کیونگ : یاااا فک کردی کی هستی
سرمو نزدیک سرش بردم و توی گوشش گفتم
ا.ت : دختر یه گنگستر ( خیلی اروم)
و با لگد به شکمش ضربه زدم
و پرت شد و با کمر رفت تو میز
ا.ت : دختر یه گنگیتر باید اینکارو کنه هومم
رفتم سمت ریوجین و بلندش کردم
ا.ت : یا کنچانا ؟!
ریوجین : آره ممنون ولی خودت انداختی تو دردسر
ا.ت : مشکلی..ن
حرفمکامل نشده بود ک ریوجین جیغ زد و یه چیز محکم خورد بهم سرم بلند شدم دیدم چنتا پسر اومدن اونجا و میخوان دعوا کنن
ا.ت : یا چتونه
ته کیونگ : با بد کسی در افتادی کوچولو
و همه اومدن سمتم ....
ا.ت : گمونم من باید اینو میگفتم
و سریع رفتمسمت پسرا
و همشون و با مشت و لگد زدم فقط یکی مونده بود رفتم سمتش و دستشو گرفتم و زدمش رو زمین
فقط ته کیونگ مونده و دهنش باز موند بود و من یه مشت خورده بودم و لبمو زخم کرد
و البته یه زخمبزرگرو دستم ایجاد شد ...
رفتم نزدیکش
ا.ت : یا ته کیونگا با یه قلاده و چندتا اکسسوریو دوسه تا جوجه قلدر نمیشی ( دوزتان برنخوره )
تو فقط یه دلقک اسکلی
ته کیونگ : یا دلقک
ا.ت : فک نکنم کر باشی هومم ؟
صداش بند اومد
ا.ت : فک نکنم تو باهاممشکلی داشته باشی آقای
روی برچسب اسمشو نگاه کردم ...
( جئون جونگ کوک )
آقای جونگ کوک شی
کوک حرفی نزد و رفت
رفتم سمت آبخوری
و سعی کردم زخممو بشورم واقعا درد داشت ..
ا.ت : عایشش اخ درد داره
ک دیدم یکی دستمو گرفت
کوک بود ...
کوک : یا زخمت خیلی بزرگه ممکنه عفونت کنه یه لحظه وایسا ...
من با اینک تعجب کرده بودم با چشای گرد و دهن باز بهش زول زده بودم و دیدم ک یه دارو از توی کیفش در آورد
کوک : بشین روی نیمکت
نشستیم و کوک اون ماده رو در آورد میخواست بماله روی زخمم
کوک : ممکنه درد داشته باشه
منم سرمو تکون دادم به محض اینکه یکمشو مالید دستمو کشیدم
ا.ت : اه..عیش
کوک : اوه ببخشید
اون سعی میکرد آروم بکشه ولی من هی دستمو ناخودآگاه عقب جلو میکردم بلخره تموم شد دستمو پانسمان کرد
کوک : تموم شد ، خوبی ؟!
و منم سرم پایین بود و نمیدونم چرا گریم گرفت آخه خیلی درد داشت
کوک : یا گریه میکنی ؟!
ا.ت : ن...هق
کوک : م...ن واقع...ا متاسفم
نمیدونستم انقد درد داره سرمو بالا آوردم و بهش لبخند زدم
و اون با اون جفت چشای مشکیش بهم زول زد خیل...
- ۲.۶k
- ۲۶ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط