الهی

الهی
در جلال،
رحمانی ،
در کمال،
سبحانی
نه محتاج زمانی
و نه آرزومند مکانی
نه کَس به تو ماند
و نه به کَس مانی
پیداست که در میان جانی،
بلکه زنده به چیزی است
که تو آنی
دیدگاه ها (۸)

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

🍷 شراب قرمزپارت ۱۸ | چیزی بیشتر از اعتماداتاق دوباره در سکوت...

#درخواستی«همسرِ میلیاردر»part_2هفته‌ی اول ازدواجت، تقریباً ه...

خسف | قصه سی و ششم: نرجس خاتون- بخش دوم

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 47سه روز از خبر مرگ آدرین گذشته بود....

تهکوک؛ اسیر سایه‌هاپارت یکشب، دانشگاه تقریباً خالی شده بود.ج...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_27فصل سیزدهم | ...

پارت سیزدهمباران هنوز می‌بارید.آرون وسط سالن ایستاده بود، ان...

تک پارتی از تهیونگ اسم فیک :در بندِ نگاهِ سردِ اربابدر عمارت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط