پارت دوم رمان دختر کوچولوی من
پارت دو
ویو جونگ کوک : حالم خوب نبود زیاد نوشیدنی خورده بودم ، پس میرم بار ببینم چه خبره
(کوک میره بار)
ذهن کوک : اوه یه دختر اونم برای اینکه یکم دعوا کنیم هه پس اون دختر مال منه فقط من
ویو نویسنده : جونگ کوک کتشو در میاره مبارزه میکنه ، و برنده میشه
جونگ کوک : خب من بردم کلید اتاق رو بدید
پارک لی هه : حتما آقای جئون بفرمایید (کلید رو دو دستی با تعظیم بهش میده)
جونگ کوک : دختر برای خودمه دیگه هوم؟پارک لی هه : بله بله برای خودتون فقط با یکمی هزینه
جونگ کوک : اول میخوام ببینمش ، ببینم اندام خوبی داره یا نه
پارک لی هه : حتمااااا بفرمایید توی اتاق اگه خواستیدش بیاید بهم بگید
جونگ کوک : اُک
(کوک میره توی اتاق)
ویو کوک : آه یه دختر هرزه ی دیگه که رو تخته ، چقدر هیکل خوبی داره ، ولی زخمیه ، چقدر بچست ، دست و پا و چشم و دهن و اوووووهه بابا بچه رو بسته بندی کردی که اه
( کوک فقط دهن ا.ت رو باز میکنه )
ذهن کوک : اوووه چه لبایی به بهههههه
ا.ت : تروخدا کمکم کنید آقاا (ترسیده)
ویو کوک : وایسا این نمیدونه اینجا کجاست؟؟؟
جونگ کوک : چرا کمکت کنم ؟
ا.ت : م...من نمیدونم چرا اینجام کمکم کنید فرار کنم تروخداا😭
جونگ کوک : چند سالته
ا.ت : م...من ده سالمه
ویو جونگ کوک : چییییی چرا انقدر کوچیکهههه برای زیر خواب بودن این روحیه اش آسیب میبینهههه
شرایط برای پارت بعد : 10 تا لایک
ویو جونگ کوک : حالم خوب نبود زیاد نوشیدنی خورده بودم ، پس میرم بار ببینم چه خبره
(کوک میره بار)
ذهن کوک : اوه یه دختر اونم برای اینکه یکم دعوا کنیم هه پس اون دختر مال منه فقط من
ویو نویسنده : جونگ کوک کتشو در میاره مبارزه میکنه ، و برنده میشه
جونگ کوک : خب من بردم کلید اتاق رو بدید
پارک لی هه : حتما آقای جئون بفرمایید (کلید رو دو دستی با تعظیم بهش میده)
جونگ کوک : دختر برای خودمه دیگه هوم؟پارک لی هه : بله بله برای خودتون فقط با یکمی هزینه
جونگ کوک : اول میخوام ببینمش ، ببینم اندام خوبی داره یا نه
پارک لی هه : حتمااااا بفرمایید توی اتاق اگه خواستیدش بیاید بهم بگید
جونگ کوک : اُک
(کوک میره توی اتاق)
ویو کوک : آه یه دختر هرزه ی دیگه که رو تخته ، چقدر هیکل خوبی داره ، ولی زخمیه ، چقدر بچست ، دست و پا و چشم و دهن و اوووووهه بابا بچه رو بسته بندی کردی که اه
( کوک فقط دهن ا.ت رو باز میکنه )
ذهن کوک : اوووه چه لبایی به بهههههه
ا.ت : تروخدا کمکم کنید آقاا (ترسیده)
ویو کوک : وایسا این نمیدونه اینجا کجاست؟؟؟
جونگ کوک : چرا کمکت کنم ؟
ا.ت : م...من نمیدونم چرا اینجام کمکم کنید فرار کنم تروخداا😭
جونگ کوک : چند سالته
ا.ت : م...من ده سالمه
ویو جونگ کوک : چییییی چرا انقدر کوچیکهههه برای زیر خواب بودن این روحیه اش آسیب میبینهههه
شرایط برای پارت بعد : 10 تا لایک
- ۲۶.۴k
- ۱۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط