من عاشق یک مافیا شدم (پارت۱۹)

من عاشق یک مافیا شدم (پارت۱۹)
دوسال بعد
* ساناااااا (داد)
* جعون سانااااا بیا اتاقتومرتب کن دختره شلخته (داد)
& اوه اوه عشقم اروم باش لطفا حرص نخور به بچمون فشار میاد خودم مرتبشون میکنم
* وای جونگ کوک
& جانم جانم چیشده عزیزم هوس چیزی کردی (زن ذلیل 😂)
* من دیگه خسته شدم الان ۳ ماهه که بار دارم هم باید حواسم به بچه توشکمم باشه هم سانا واقعا نمیتونم دیگه صبرم به سر رسیده
& عزیزم تو حرص نخور باشه من خودم حواسم به سانا هست تازه یک هفته شرکت نمیرم کارا رو سپردم به منشیم
* جونگ کوکااا
& ج...ج...جانم
* اون دختره لوس که منشیت بود رو اخراج کردی دیگه
& اره عزیزم این دفعه منشی مرد آمده
* هوف خداروشکر من میرم بخوابم تو اتاق سانا رو جمع کن ضرفا هم بی زحمت بشور
& چی ضرفا رو مگه اجوما نمی‌شوره
* اجوما رفته مسافرت تا یک هفته نیست
& بب....باشه
* خب دیگه من رفتم
& باشه
& ای جانی ایشالله ..... خدا بگم چیکارت کنه اصلا ای کاش بهم نمیگفتی ا.ت اینجاست اگه نمیگفتی الان اینقدر از دستش بدبخت نبودم آخه جعون جونگ کوک خنگ با پیدا کردن این دختر فقط خودتو بدبخت کردی ای خدا منو از این وضع نجات بده منی که قبلا مافیا بودم و یه شهر زیر دست من بودنو از من دستور میگرفتن الان باید از زنم دستور بگیرم
* جونگ کوکااا(داد)
& ج....ج...ج....جان
* آشپرخانه هم تمیز کن سانا میخواست با اجوما کیک درست کنه همه وسایل و مواد کیک رو ریختن اونجا
& چشم

(پایان)
امیدوارم دوست داشته باشید
برای فیک بعدی قراره از ایده های یکی از فالورا استفاده کنم
دیدگاه ها (۱۳۴)

اجبار به بدبختی پارت ۲۹

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

پارت ۲۶جونگ کوک:رونا روناااارونا:ارباب منو ببخشید خواهش میکن...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵²چند ساعت بعد...ویو: اتشب شده بود...

« فقط پیش تو » چند دقیقه گذشته بود و جونگ‌کوک هنوز سرش روی پ...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ³ویو یوناچشم هام رو بستم که یکی ...

رمان : رفتار سرد

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.27 (روایت از زبان ا.ت...

قسمت اول: روزی که آرامش برای همیشه مُرد!ساعت ۹ صبح بود. با ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط