تکپارتی (وقتی دختر کوچولوتون ...)
ا/ت : جونگ کوک چند بار بگم اون هم گروهی و دوست منه نه کمتر نه بیشتر
جونگ کوک : هه دوست ؟! ... لعنتی اون داشت بوس//ت میکرد فقط چند سانت با صورتت فاصله داشت بعد میگی اون فقط هم گروهیمه (پوزخند)
ا/ت : کوک خواهش میکنم تمومش کن یونا میترسه (آروم)
جونگ کوک : ا/ت کی میخوای خودت رو پشت یونا قایم کردن قایم کنی هااااا؟ (داد) چرا دوست داری همش منو حرص بدی نکنه ... با سی//لی که خورد به صورتم دیگه ادامه ندادم
ا/ت : دیگه خسته شدم همش بهم شک میکنی دیگه نمیتونم تحمل کنم ! ... میتونیم از هم جدا شیم !
چشم های بهت زده جونگ کوک گرفتم و سرم گرفتم پایین ... با صدای گریه یونا سرم برگردوندم میخواستم به طرفش برم جونگ کوک زودتر من بغ//لش کرده بود و شروع کرده به خوندن آواز مرود علاقه یونا
(۱۰ دقیقه بعد)
جونگ کوک بوسه ی آرومی به سر یونا زدم و بعد به طرف ا/ت رفتم ... یونا رک توی بغلش گذاشتم و قبل از اینکه ازش دور شم بهش گفتم یونا ر خوابوندی بیا اتاق کارم کارت دارم (آروم و ناراحت)
ا/ت : سرم رو تکون دادم و رفتم یونا رو رو ت//خت گذاشتم خوابیده بود
رفتم سمت اتاق کار جونگ کوک ...
رفتم در اتاق کارش تقه ای به در زدم و بعد چند ثانیه وارد شدم ... در رو بستم و برگشتم که باعث شد برم توی بغ//ل گرمی از جونگ کوک
جونگ کوک : متاسفم اگه ناراحتت کردم و اون حرف هارو زدم امیدوارم منو ببخشی (بغض و آروم)
ا/ت : دستم رو دور گر//دنش حلقه کردم و لب//اش رو سطحی بوس//یدم ... منم بابت حرف هام متاسفم
جونگ کوک : رو کاناپه تو اتاقم خوابیدم و ا/ت روی خودم گذاشتم عاش//قتم ستاره کوچولوم :)
#جی_هوپ #جیمین #تهیونگ #جونگ_کوک #جی_کی #ار_ام #شوگا #هوپ #جانگ_هوسوک #ته_ته #فیکشن #فیک #سوک_جین #موچی #پارک_جیمین #کیم_تهیونگ #کیم_نامجون #جئون_جونگ_کوک #مین_یونگی #کیوت #دارک
جونگ کوک : هه دوست ؟! ... لعنتی اون داشت بوس//ت میکرد فقط چند سانت با صورتت فاصله داشت بعد میگی اون فقط هم گروهیمه (پوزخند)
ا/ت : کوک خواهش میکنم تمومش کن یونا میترسه (آروم)
جونگ کوک : ا/ت کی میخوای خودت رو پشت یونا قایم کردن قایم کنی هااااا؟ (داد) چرا دوست داری همش منو حرص بدی نکنه ... با سی//لی که خورد به صورتم دیگه ادامه ندادم
ا/ت : دیگه خسته شدم همش بهم شک میکنی دیگه نمیتونم تحمل کنم ! ... میتونیم از هم جدا شیم !
چشم های بهت زده جونگ کوک گرفتم و سرم گرفتم پایین ... با صدای گریه یونا سرم برگردوندم میخواستم به طرفش برم جونگ کوک زودتر من بغ//لش کرده بود و شروع کرده به خوندن آواز مرود علاقه یونا
(۱۰ دقیقه بعد)
جونگ کوک بوسه ی آرومی به سر یونا زدم و بعد به طرف ا/ت رفتم ... یونا رک توی بغلش گذاشتم و قبل از اینکه ازش دور شم بهش گفتم یونا ر خوابوندی بیا اتاق کارم کارت دارم (آروم و ناراحت)
ا/ت : سرم رو تکون دادم و رفتم یونا رو رو ت//خت گذاشتم خوابیده بود
رفتم سمت اتاق کار جونگ کوک ...
رفتم در اتاق کارش تقه ای به در زدم و بعد چند ثانیه وارد شدم ... در رو بستم و برگشتم که باعث شد برم توی بغ//ل گرمی از جونگ کوک
جونگ کوک : متاسفم اگه ناراحتت کردم و اون حرف هارو زدم امیدوارم منو ببخشی (بغض و آروم)
ا/ت : دستم رو دور گر//دنش حلقه کردم و لب//اش رو سطحی بوس//یدم ... منم بابت حرف هام متاسفم
جونگ کوک : رو کاناپه تو اتاقم خوابیدم و ا/ت روی خودم گذاشتم عاش//قتم ستاره کوچولوم :)
#جی_هوپ #جیمین #تهیونگ #جونگ_کوک #جی_کی #ار_ام #شوگا #هوپ #جانگ_هوسوک #ته_ته #فیکشن #فیک #سوک_جین #موچی #پارک_جیمین #کیم_تهیونگ #کیم_نامجون #جئون_جونگ_کوک #مین_یونگی #کیوت #دارک
- ۱۳۳.۱k
- ۲۳ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط