میرم حالا که تو دنیاتو ساختی ولی پیشت بودم هر بار که باخت

میرم حالا که تو دنیاتو ساختی ولی پیشت بودم هر بار که باختی
دیگه بعد از تو از این خونه سیرم حلالم کن دارم با گریه میرم
دارم میرم بخند واسم نمی بینم تو رو دیگه
میباره اشک من نم نم دارم میرم
تو خوشبخت میشی بعد از من چیکار با قلب من داری
می افتی از سرم کم کم دارم میرم
♫♫♫
واست هر کار می کردم دوست نداشتی
می خواستم جون بدم واست نذاشتی
اگه می خواستی می شد جون بگیرم
حلالم کن دارم با گریه میرم
دارم میرم نگاهم کن آخه این آخرین باره 
دلم تنگ میشه می دونم دارم میرم
ببخش زوری پیشت موندم دیگه خودخواهیه باشم
از اینکه بودی ممنونم دارم میرم
دیدگاه ها (۵)

اجبار به بدبختی پارت ۲۹

پارت یازدهیون: راست میگی( گریه )ته: دارم راستی میگم چرا گریه...

پارت ششسانا: اگر حرفم رو باور نکردی اشکال ندارهفقط بهم گوش ک...

کوک: باشه( ترس )یون یکم شیر خورد یون: مرسی سیر شدمخواهر ته: ...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

لیا : فقط احساس می‌کردم بهش مدیونمکوک : مدیون ؟! چرا ؟!لیا :...

پارت ۵

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.27 (روایت از زبان ا.ت...

ات ویو نمی‌دونم چرا اشکام بند نمیاد... من سیزده ساله که با ...

قسمت ۸(بخش دو)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط