فقط مال من باش پارت ۶۸

بعد جدا شد من:برو اونور باهات قهرم بعد حولش دادم اونور و رفتم بیرون کوک:یونا ببخشید بهش اهمیت ندادم و رفتم بیرون تا صبحونه رو آماده کنم جونگ کوک هی سعی میکرد تا منو ببینه کوک:یونا ببخشید دیگه عشقم شوخی بود تو که میدونی من به جز کسی تو قلبم نیست من عاشقتم یونا تو همه کسه منی بعد برگشتم سمتش من:آخه آدم اینجوری شوخی میکنه تو که میدونی من خساسم چرا اونجوری ازیت میکنی بعد اومد یکی از دستامو گرفت کوک:ببخشید غلط کردم گفتم تورو خدا قهر نکن ببین چه حالیم ببخشید دیگه نمیکنم قول میدم بعد اون یکیم از پایین گرفت و اون یکیو بوسید و بعد رفت گونمو و لپمو محکم و گردنمم بوسید من:باشه بخشیدمت اما دیگه از این شوخیا نکن عوضی قلبم درد گرفت کوک:غلط کردم دیگه نمیکنم قول میدم آشتی هومم قهر نکن آشتی کن من:خیله خوب آشتی کوک:بیا تو بغلم بعد رفتم بغلش اونم گردنمو رپمو بوسید کوک:آخه دختره ی خر نمیدونی من فقط عاشق توام من:وب تو یه جوری گفتی عشقم گفتم خیانت کردی بیشتر ادامه میدادی میگفتم بخاطر همون شب دیر اومد خونه کوک:کخخخخ من:اگه نمیگفتی خفت میکردم خفه کوک:آدم شوهر آیندشو خفه میکنه🙂 من:جونگ کوک من سر همین موضوع تو رابطه قبلی شکست خوردم و فهمیدم واقعیه بخاطر همون یه لحظه قلبم تیر کشید بخاطر تو کوک:عااااا من قربونت بشم ببخشید زندگیم قلبتو به درد آوردم شرمنده من:عب نداره نفسم من عاشق یه اخلاقت شدم کوک:چی من:اینکه خیلی جنتلمنی خوشم میاد وقتی جنتلمن بازی در میاری کوک:واقعا پس جنتلمن بشم برات من:هوم اونجوری بیشتر عاشقت میشم بعد باهم خندیدیم رفتیم شبحونه خوردیم و تا شب همینجوری بازی میکردم اونم قایم موشک جونگ کوک باید دست میزد پشت سرم که پیداش کنم و بلخره پیداش کردم شب شد ساعت شیش بود و باید میرفتیم برا مهمونی آماده شیم رفتم یه لباس خوشگل پوشیدم یه رژلب نارجی صورتی ترکیبی زدم و یه کرم زدم با پنکیک و عطرمم زدم زدم به گردنم و گردنمو میمالیدم زیر موهام جونگ کوکم تو اتاق اونور بود لباسشو عوض کرد دید دستمو رو گردنم میکشم اومد سمتم منو از پشت بغل کرد منم دستمو آوردم پایین و سرمو بردم عقب لپشو به لپم چسبوند و گوشه سرشو گذاشت رو گوشه سرم کنار ابروم اونم میبوسید گونمو با گردنمو کوک:آخ چه عطر خوبی لعنتی تا شب نمی تونم دست از سرت بردارم کوک:گردنبندتم بنداز خوب دوسش نداری دیگه🙁 من:این چه حرفیه عشقم اتفاقا میخواستم صدات کنم بیای برتم ببندیش این بهترین کادویه بلنتاینیه که گرفتم گردنبندمو دادم بهش و موهامو زدم کنار گردنبند و انداخت و بست رو گردنمم بوسید و موهامو پخش کرد که رفت موهامم بو کرد و بعد جدا شد رفت عقب کوک:چقدرم بهت میاد من:سلیقه شماست دیگه بعد باهم خندیدیم و رفتیم(عکس میزارم لباسش)
دیدگاه ها (۱)

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

Iove and the moonPart26کوک: خب خانم یونا خب ول خرجی کردی یون...

« فقط پیش تو » چند دقیقه گذشته بود و جونگ‌کوک هنوز سرش روی پ...

Iove and the moonPart49ویو یونا چشمهام را باز کردم ساعت تقر...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت 2ویو تهیونگ که رفتم سمت در.دست گ...

پارت ۴۲

وقتی تولدت بودو..

my neighbour childhood friend:part9:ویو یونگی:یهو مامان جونگ...

اجبار به بدبختی پارت ۲۴

بعد از چند دقیقه، جونگ‌کوک متوجه شد ات هنوز هر بار که صدای ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط