{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

call me daddy68

اونم جوری که میخواست حرصمو دربیاره گفت:
-همین که باهام حرف میزنی خودش کلی امتیازه،بگو ببینم چی میخوای؟


ابرویی بالا انداختم:
-امتیازو که از دیشب بهت نشون دادم دقیقا چیه



تهیونگ مشکوک نگاش کرد که جونگ کوک دست پاچه خندید،گفتم:
-بگذریم،میتونی اینقدر به دوست دخترم نگاه نکنی؟یا باید به معنای واقعی چشاتو در بیارم؟


و بعد دستمو دور کمر لیلی رز محکم تر کردم که رز در حالی که دست پاچه به یک پسری نگاه میکرد گفت:
-دختر روانی شدی؟ولم کن الان کل مدرسه فکر میکنن لزم به خدا هیچکی سمتم نمیاد دیگه ولم کننن


کمرشو محکم تر فشار دادمو‌ با خنده ولی پر از تهدید جوری که جونگ کوک بشنوه گفتم:
-بیبی گرل ساکت شو ،چرا به همه نمیگی ما همو دوست داریم؟


رز با چشمای گرد بهم نگاه کرد که جونگ کوک گفت:
-کدومتون وقتی این خواب بوده چیز خورش کرده؟چون حس میکنم اینقدر جنسش خوب بوده که روی گرایشش هم تاثیر گذاشته


اداشو در اوردم که اومد و به زور دستمو از روی کمر رز برداشت و گفت:
-امشب کاری میکنم به غلط کردن بیوفتی فقط صبر کن



ریز خندیدم:
-اسپویل نمیکنم ولی فقط بهت اینو میگم...امشب به هیچ عنوان نمیتونی گیرم بیاری خرگوش کوچولو


جدی داشت نگام میکرد که گفتم:
-با اون چشمات نگام نکن!



پوزخند پنهانی زد و چشمای دکمه ایش رو بیشتر به نمایش گذاشت:
-کدوم چشما؟



نتونستم جلوی ذوقمو بگیرمو خندیدم که دستشو دور گردنم انداخت و گفت:
-خر کیوت مننن


خواستم چیزی بگم که مدیر گفت:
-بلاخره رسیدیم
دیدگاه ها (۶)

پسر بد (57)

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁰ویو: اتدکتر سریع خودش رو به تخت ...

پارت ۲۵

پارت سوم---**پارت سوم: بازی با آتش**لیها با تمامِ توانش تکون...

وقتی جونگ‌کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

Heir of Light and Darknesspart : 10قبل از اینکه کامل خارج شن...

#in_your_eyes"ادامه پارت ۸۸"ویو کایلافقط دلم میخواست مطمئن ب...

وقتی میرین مهمونی ولی ...دیدم میا چشمک زد و حواس ته رو پرت ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط