{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بابام اومده بهم میگه :

بابام اومده بهم میگه :
پاشو برو ماشین رو بزن تو پارکینگ
میگم : بابا به خدا خسته م ، نمی تونم !!
میگه : ده تومان می دم برو ، منم خسته م…..
میگم : بیخیال …. ده تومان میدم خودت برو ….
پاشده شلوارش و می پوشه و میگه مرد نیستی اگه ندی
پای مردونگیم موندم ده تومان پیاده شدم بهش دادم !!!
داد میزنه میگه : خانوم پاشو بیا بریم بستنی بخوریم !!!!!
من :|
بابا :))))
دیدگاه ها (۱۶)

مگسی را کشتم نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد، است و نه چو...

بابام خیلی مرده . سر ناهار دستم خورد به بطری آب همش ریخت تو...

سلام دوستای عزیز 3 مهر تولد آراز یکی از بهترین کاربرای ویسگو...

يه بار ماشین و برداشتم با بچه ها رفتيم بيرون حالا صدای ضبط...

رمان انتقام خونین،پارت۱:))،بعد از قرن ها گفتم رمان بدم★صبح ش...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART³⁹(نایون+...

پارت ۲۵

پارت 41🌙 ویو هیون‌وو:هیون‌وو: بچه‌ها، من حساب کردم... بریم.ه...

فیک تهیونگ

لبخند قاتلپارت²²ویو سلینبعد از تموم شدن کلاس، کلارا گفت باید...

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 3«ویو ا.ت»_نه، تقصیر من نیست، تقصیر خودته که انقدر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط