تو از شهر غریب بی نشونی اومدی

تو از شهر غریب بی نشونی اومدی

تو از شهر غریب بی نشونی اومدی
تو با اسب سفید مهربونی اومدی
تو از دشتای دور و جاده های پرغبار
برای هم صدایی هم زبونی اومدی
❣️❣️❣️🅰️❣️❣️❣️


#پسر_لر
#کلیپ_عاشقانه #عاشقانه_ها #تکست_خاص #دلبری #من_و_تو #عشق #عشقولانه #گوگوش
دیدگاه ها (۴)

.      شب بود و ماه بود و خیابان و..کاش تو      باران و ...

سناریو هنتای : وسوسه ی دارچینی

Five

free from the court (p10)

پارت ۶۳

کن نیچیوا !😇عشقولیا اومدم با پارت ۳ این شاهکار...(*-*)مرسی ا...

چند پارتیپارت۵جونگکوک صندلی را برایِ او عقب کشید. وقتی نشستن...

رمان اسیر خان پارت اول ۱

«سوگند عشق»²:partسه روز از آن شب گذشته بود.یوکوهاما دوباره ب...

dark life = 38

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط