به محض خروج از اتاقک دستکش های پلاستیکی خونی‌ش رو داخل سط

به محض خروج از اتاقک دستکش های پلاستیکی خونی‌ش رو داخل سط

به محض خروج از اتاقک دستکش های پلاستیکی خونی‌ش رو داخل سطل زباله انداخت
نگاهی به سر تا سر راه روی شلوغ انداخت
جراحی قلب باز میاگین حدود ۳ الی ۵ ساعت طول می‌کشید
اما این یکی به خاطر دیابت، رگ های مسدود شده و مشکلات دردسر ساز دیگه‌ِ هِین جراحی باعث شده بود جراح مو آبی حدود ۷ ساعت توی اتاق جراحی سپری کنه
به کار و محیط‌ش علاقه داشت
دیدن چشم های اشکی از شوقِ خانواده‌ها و نفس راحت کشیدن دوستانِ بیمار زیر تیغ جراحی بعد از شنیدن جمله"عمل موفقیت آمیز بود" براش پر حس خوب بود که باعث رنگ گرفتن لبخند روی لب هاش میشد
اما این اَواخِر حضور فرد جدیدی باعث از بین رفتن این آرامش و لذت بود
همون دختر قد کوتاه روانپزشک که مطبه‌ش طبقه اول، یعنی طبقه پایینِ وضعیت های اورژانسی قرار داشت؛ منتها به طرز شگفت انگیزی همیشه بعد از تموم شدن جراحی هاش اون جولوی در اتاق عمل ظاهر میشد
پس تعجب نکرد وقتی صدای قدم های تند کسی رو کنارش شنید
توجه‌ی بهش نکرد و با قدم های بلندش خودش رو به اتاق استراحت رسوند و بلافاصه بعد از پرت کردن خودش توی اتاق در رو به روی هر موجود اضافه‌ی دیگه‌ای بست
دختر پشت سرش با تلاش های زیاد برای تند راه رفتن اما ندوییدن توی راهروی بیمارستان در نهایت به خاطر پاهای کوتاهش شکست خورد
با خستگی روی مبل راحتی لَم داد و تصمیم گرفت تا زمان چک آپ بیمارهاش کمی چرت بزنه
فقط پنج دقیقه از روی هم رفتن چشم‌هاش گذشته بود که صدای در مزاحم شد
بی رغبت پلک هاش رو باز و از جاش بلند شد.... به سمت در قدم برداشت
به محض باز کردن در کیسه پلاستیکی جولوی چشمای تقریبا عسلیِ دختر جراح نمایان شد
به محتوای پلاستیک و صاحبش چشم دوخت
و بلاخره دختر قد کوتاه کیسه پر از انواع بستنی رو پایین آرود و با صدای آروم و لبخند کوچیکی حرفش رو زد: امید وارم هنوزم مثل قبلنا کشته مُرده بستنی باشی
[BD~.]
.
.
.
#سوگنگ #یوتیوب #یوتیوبر #طنز 
#yoonmin #vkook #kookv #namjin
#یونمین #ویکوک #کوکوی #نامجین #مینیون #minyoon   #سریال #فیلم #الجیبیتی #ال_جی_بی_تی #بی_ال_فن #بی_ال #کیوت #فوجوشی #BL #LGBT #movie #بی_تی_اس #طنز #کلیپ #نامجون #جین #یونگی #هوسوک #جیمین #تهیونگ  #جونگکوک #نامی #مونی #سوکجین #شوگا #موچی #وی #جانگکوک
#BTS #JUNGKOOK #jung_kook #RM #namjoon #seokjin #jin #yoongi #suga #heosok #jhope #J_HOPE #jimin #park_jimin #mochi #taehyung
#سریال #فیلم #متن #داستان #بنگتن #فودانشی #مامی #ددی #ضدگلوله #حق #انگیزشی #توییتر #آموزشی #زندگی #عاشقانه #فیکشن #فیک #کروماندا #اسلحه #بوی #گرل #کالرز #جینکس #وبتون #مانهوا #مانگا
#بیبی #بیبی_بوی #کره #درس #مدرسه #روزمره #ویالون #گیتار #آرت #مودی #ژاپن #ادیتور #اینستاگرام #لایک #فالوور #ایران #تهران #شمال #عکس #فالوبک #ویدئو #کلیپ #فالو
دیدگاه ها (۱۰)

پارت ۶۲

P1:پسری که ازم متنفر بود. راوی ویو : دست هاش رو تا مچ توی جی...

### پارت ۷: شبِ ربایشنیمه‌شب بود. بارون بند نیامده بود و قطر...

Part "71"☆ویو هانا☆از شدت تعجب و حس تنفری که از حرف‌های ماری...

( Blue Side )

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۳دست‌های جونگکوک هم...

قسمت ۷بعد از رفتن جیمین، هوا توی هال حسابی سنگین شده بود. جو...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p68برج غربی رو ترک کردن.راه‌پله‌ی سنگی، ...

مافیای من

Part "73"☆ویو هانا☆فردای اون شب کذایی، رفتارهای ماریا کاملاً...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط