{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادمیــن˖ ࣪⊹ྀི ɪυ ྀི˖ ࣪⊹🐚🐇

ادمیــن˖ ࣪⊹ྀི ɪυ ྀི˖ ࣪⊹🐚🐇
پارت ۵ فیک همیشه با تو

یهو افتادم روی یه اجوشی که خیلی چاق بود و ترسناک بود بعد از دستم عصبانی شد

♡♡♡

اجوشی: هوییی جلوتو نگاه کن
ا/ت: ببخشید
اجوشی: فکر کردی با ببخشید حل میشه همچی بیا بریم بیرون میدونم باهات چیکار کنم.
مینجو: اجوشی دارید چیکار میکنید
اجوشی: تو برو پی کارت *هلش داد افتاد زمین مینجو

♡♡♡♡♡

داشتن ا/ت رو میبردن یهو جونگکوک با دوست هیونجین وارد شدن

♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡

جونگکوک: اجـــــــــوشــــــــــی
اجوشی: باز تو چی میگی
جونگکوک: اون دختر رو بزار پایین
اجوشی: اون وقت تو کی این باشی که داری بهم دستور میدی؟
جونگکوک: من دوست پسرشم
*ا/ت داشت گریه میکرد تا جونگکوک گفت دوست پسرشم قلبش تند زد.
اجوشی: خب باشی این افتاده رو من باید تاوانشو پست بده
*جونگکوک یه دونه زد تو گوشش
هیونجین: اروم باش
جونگکوک: ولم کن
*جونگکوک دست ا/ت رو گرفت و دویدن *مینجو و هیونجین هم پشت شون
*اجوشی هم دنبالشون

♡♡♡♡♡

ا/ت: کجا منو میبری جذاب😐😂
جونگکوک: جذاب؟
ا/ت: اره دیگه اگه دوست نداری پس اوپا صدات میکنم🥺😂
جونگکوک: خندید*
ا/ت: خنده نداره
*ا/ت تو حال خودش نیس نمیدونه چی میگه ولی از جونگکوک خوشش اومده
ا/ت: داریم کجا میریم
جونگکوک: داریم میریم خونه ی من چون اجوشیه هنوز دنبال مونه

*ا/ت خورد زمین

جونگکوک: حالت خوبه؟
*استرس
*مینجو و هیونجین که پشت بودن یهو ریختن سر ا/ت.

مینجو: حالت خوبه؟
هیونجین: حالت خوبع؟
ا/ت: اره *خنده
جونگکوک میخواست ا/ت رو بغل کنه یهو اجوشی...


☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆


ادامه پارت بعد به شرط ۵۰ لایک💗🍡


نظرتو کامنت کن☁🎀
دیدگاه ها (۲۰)

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

سناریووقتی می‌خوان ببوـ٫ـسنت:هری:عزیزم....آ/ت : نه زشته یهو ...

سناریو مایکی پارت۶

سناریو بونتن پارت ۷

آتیشی که از بارون شروع شد part 50 به طبقه پایین رسیدیمخانه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط