از اولش دو تا ماه وجود داشت

از اولش دو تا ماه وجود داشت...

از اولش دو تا ماه وجود داشت...
یکی ماهِ سفید یکی ماهِ سیاه
که این دوتا ماه واقعا عاشق هم بودن
ولی یک روز یه شهاب‌سنگ با ماه سیاه برخورد کرد و اون رو نابود کرد و لکه های روی ماه ، یادگاریی از ماه سیاه هستن:)
دقیقا مثل من و تو
تو توی ذهنم نابود شدی ولی یادگاری هات هنوز هستن
_بر اساس واقعیت
دیدگاه ها (۲)

### پارت ۵: برخورد با دشمناتفاقاتِ اتحادِ اون‌ها، خیلی زود ب...

꧁عمارت عشق꧂Part number 35(پارت اخر-)"خب، ناکاهارا سان، شما.....

**پارت ۱۷**ساعت‌ها مثلِ یه مِـل در حالِ کش اومدن، از سرِ گذش...

Why Did I Fall in Love with You?P²³ | چند روز بعد – شرکت دوه...

👑 پارت دهم | یک شبِ متفاوتجشن نامزدی هنوز ادامه داشت.صدای مو...

چهار بعدازظهر بود و تو دقیقاً جلوی پیست اسکیت روی یخ ایستاده...

🍷 شراب قرمزپارت ۳۳ — روبه‌رو شدنرینا و جونگکوک به عمارت برگش...

پست موقت

((جوانه عشق در قلبی سنگی))part:21(ویو یونا)وقتی که جونگکوک ا...

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ 10 لایک✅ 15 کامنت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط