کلارا ببین من حقیقتا نمیخوام دیگه باهم جنگ دعوا داشته باش

کلارا ببین من حقیقتا نمیخوام دیگه باهم جنگ دعوا داشته باش

کلارا ببین من حقیقتا نمیخوام دیگه باهم جنگ دعوا داشته باشیم به حرمت رفاقت از دست رفتمون بهم چیزی نگیم مثل دو نفری باشیم که همو انگار هیچ وقت نمیشناخیتم
دوستی قشنگی بود ولی پایان یافت خوشحال شدم بای بای زندگی خوبی داشته باشی 💗🍓
دیدگاه ها (۹)

سناریو مایکی پارت اخر

شکوفه های گیلاس 🌸 🌸 پارت۹🌸🌸ویو راوی*از روزی که دازای توی اژا...

واییحح بچه هاا ساعت 2:20 شب اومدم غیبت کنم و حرص بخورم👺😭🙏🏻من...

True Love③④یک ساعت بعد تهیونگ: کجا بودی؟ ا/ت: بیرون دیدن یه ...

★دوست بچگی...p²توی حیاط بیمارستان قدم می‌زدیم...پرسید:"شغلت ...

پارت 24رمان عشق مدرسه ای فیلیکس میاد و ات رو میبرن بیمارستان...

پارت ۳ 🎀ویو آلیا 🖤لیا: خب حالا میگی داستان اون گردنبند چی بو...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁸نور خورشید از لای پرده ها به صورتش می...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 26_من آمادمجونگکوک ک...

My lovely neighbor part : 82

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط