ویو کوک

ویو کوک

ویو کوک
بلند شدیم که یه چشمم به دو نفر خورد آب گلوم رو قورت دادم نگاهمو ازشون گرفتم سعی کردم اهمیت ندم بعد از اینکه نوشیدنی خوردیم با تهیونگ رفتیم تا با همکاراش احوالپرسی کنیم

آقای هوانگ: آقای کیم واقعا خیلی خوشحال شدم که دوست پسر دارین
تهیونگ: ممنونم آقای هوانگ
آقای هوانگ: آرزوی خوشبختی دارم براتون من دیگه برم خیلی از دیدنتون خوشحال شدم
تهیونگ: همچنین
جونگ وون:کیم خیلی وقته همو ندیدیم
تهیونگ: هیونگ فکر نمیکردم بیای
همو بغل کردن
تهیونگ یه نگاهی به جونگ کوک کرد دید سرش پایینه و از حالت صورتش فهمید استرس داره
جونگ وون: آقای جئون حالش خوبه؟
تهیونگ: عزیزم خوبی
کوک سرشو گرفت بالا و با یه لبخند فیک زد
کوک: عا آره حالم خوبه
و به چشمای جونگ وون نگاه کرد بعد از صحبت کردن با مهمونا رفتن یجا نشستن و از گارسون خواستن براشون نوشیدنی بیاره چند شات خوردن و جونگ کوک کامل مست شده بود ولی تهیونگ فقط یکم مست شده بود و داشت به کیوت بازیای جونگ کوک نگاه میکرد

تهیونگ: خب دیگه بیا بریم
کوک: باشه عشقم (مست)
تهیونگ جونگ کوک رو بلند کرد و برد توی ماشین و به سمت خونه حرکت کردن وقتی رسیدن تهیونگ رفت تا جونگ کوک و برداره در سمت جونگ کوک و باز کرد خم شد که برش داره ولی..........
دیدگاه ها (۰)

Heir of Light and Darknesspart : 9آقای کیم به جونگ‌کوک نگاه ...

ᴘᴀʀᴛ ۳۵ | یه روز خاصچند روز بعد...جونگ‌کوک وقتی از شرکت برگش...

پارت ۱۳: رئیس، لبخند بزن! 📸😂ساعت ده صبح بود و شرکت مثل همیشه...

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

پارت اخر فردا ساعت۱۲:۳۰ویو تهیونگ:از خواب بیدار شدم و دیدم ج...

اجبار به بدبختی پارت۲۷

معامله p34تهیونگ پیام را خواند و اخمش عمیق‌تر شد.کوک: «نمی‌خ...

سه پارتی✨شب بود و سالن سینما تقریباً شلوغ بود.ات و جونگ‌کوک ...

« فقط پیش تو »بعد از شام، ا.ت ظرف‌ها رو جمع کرد و به آشپزخون...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت🖤 پارت ۶ | «جیا و اتاق ممنوعه» 😂...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط