{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انگار برای امتحان نخونده بودم و الان کنسل شده، انگار یه چ

انگار برای امتحان نخونده بودم و الان کنسل شده، انگار یه چیزی که گم کرده بودم و کلی دنبالش بودم یهویی پیدا شده، انگار بابام عروسکی که خیلی دوسش داشتم شب تولدم برام خریده، انگار مشقامو یادم رفته بوده بنویسم و صبح که پاشدم با کلی برف مواجه شدم، انگار تو تاکسی نشستم و همون موقع آهنگ خواننده مورد علاقه ام پلی شده، انگار دلم نمیخواسته برم سر یه قراری و خود به خود کنسل شده، انگار تو بی‌حوصلگیم پستچی غیرمنتظره یه نامه از یه عزیزی آورده، انگار کاپشنمو از چمدون درآوردم و تو جیبش پول پیدا کردم، انگار آخرین مدل آیفونو تو یک قرعه کشی برنده شدم، انگار لاتاری بهم افتاده و قراره زندگیم عوض شه، می دونی حسی که تو بهم میدی پره از این "انگار" هاست‌.💔
دیدگاه ها (۰)

رمان عشق ممنوع

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟔_ برو می‌خوام تنها باشم نیم نگاهی به چمدو...

part 4تا شب کلی دور زدیم و اهنگ پلی کردیم...رفتیم کافه و کلی...

رمان :تا وقتی عاشقت شدم

From Enmity to Love

زیبای کوچک فریبکار

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 149♡⁠。⁠)⁩سریع و...

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

وقتی اون تو رو به سرپرستی میگیره و p27خلاصه هیونجین اومد ناه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط