ددی خشن

ددی خشن

ددی خشن
پارت: 11

یامسوک ویو
دستمو گذاشتم رو شون کوک
یامسوک: یدیقه نمیتونی خشمتو کنترل کنی

کوک: ببین کی داره این حرفو بهم میزنه(خنده)

هانا: من از اینجا میرم(گریه) همتون عوضی هستید
من که کاری نکردم

یامسوک: عزیزم بزار راهنماییت کنم مستقیم که میری میرسی به در عبارت

هانا: عوضی

یامسوک: نظر لطفته عزیزم حالا برو

کوک ویو
بعد از رفتن هانا شاید موقعش بود که یامسوک و یکم اذیت کنم رفتم سمت یامسوک و دستمال و جارو رو سمتش گرفتم

کوک: پله هارو قشنگ تمیز کن جوری که برق بزنن فهمیدی

یامسوک: بابا بزار بعد رفتن هانا یه نفسی تازه کنم بعد بهم کار بده

کوک: بدووو تو تمیز کنی نفس هم میگیری بدو دختر خوب افرین

یامسوک ویو
با حرص دستمال و جارو و از دستش گرفتم و شروع کردم به تمیز کردن پله ها
بعد چند ساعت پله ها تمیز شدن اما لیز بودن
که ارباب از پایین صدام زد تا برم پیشش
از پله ها به ارومی رفتم پایین که یه لحظه نزدیک بود بیوفتم...

شرایط
لایک: ۲٠

جیهوپ: لایک کن امیدم
دیدگاه ها (۵)

پارت ششسانا: اگر حرفم رو باور نکردی اشکال ندارهفقط بهم گوش ک...

عشق منP۵۱کوک:خودم مراقبشمجیمین:مطمعنیکوک:جیمین خوشم نمیاد یه...

الماس زیبای من ...

اجباربه بدبختی پارت ۵

#برادر ناتنی من

پارت ۲۳

رفتار سرد

پنهان عشق

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۱۷$کوک : پرنسس به خونه خوش اوم...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁶ویو: اتصبح که بیدار شدم، دستم رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط