احساس جاویدان

احساس جاویدان

اگر این خواب تکراری مرا از خویش دور انداخت
اگر این بغض بی‌پایان صدایم را درونش باخت

به دستانت پناه آور مرا از اشک بیرون کن
به آغازم بیا از نو مرا در خویش مجنون کن

مرا از شب جدایم کن به صبحی تازه دعوت کن
به آغوش از تو محتاجم مرا در خویش خلوت کن

هنوز از عطر آغوش ات دلم در باد می‌رقصد
ببا بازم ببین خود را در آغوشی که می‌لرزد

بیا این بغض را بشکن مرا از اشک پرپر کن
در این شب‌های تاریکی مرا در نور باور کن

هنوز از چشم تو پیداست که این راهیست بی پایان
که این احساس جاویدان نمی میرد در این طوفان
#محمد_خوش_بین
دیدگاه ها (۰)

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

آن‌ها دوباره شروع به حرف زدن کردند، اما این بار یاد گرفتند ک...

پشت نقاب عشق 💗نویسنده: جئون جنیآن شب، ا.ت سعی کرد مثل همیشه ...

My lovely neighbor part : 82

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

سناریوی شماره ۲ تک پارتی.اسم:دکو تنهام نذار.زمان وقتی دکو از...

‌سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۱۲ ساعت ۵ که قرار ب...

نمیبخشمت p.22

با خارها راهش را میبندم: شباهت ضلالت کوماری و بهائیت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط