اون می‌دونست که دیگه هرگز نمیتونه به زندگی عادی برگرده

‌‌اون می‌دونست که دیگه هرگز نمیتونه به زندگی عادی برگرده

‌‌اون می‌دونست که دیگه هرگز نمیتونه به زندگی عادی برگرده ؛ حتی با وجود عاشق شدنش. اون به زن موردعلاقه‌اش نگاه می‌کرد و تمام تلاشش رو می‌کرد تا زندگی با اون براش حسرت نشه اما تلاش‌هاش هیچ‌وقت در مقابل دیو افسردگی کافی نبودن. اون مدام می‌دوید و مدام زمین می‌خورد.
زخم‌های روحیش چنان عمیق بودن که روی شخصیتش تأثیر ثابت گذاشته بودن ، جوری که رهایی ازشون ممکن نبود ؛
درست مثل تاریکی‌ای که نمی‌تونست از سایه‌اش خلاص شه.
‌
‌ ‌  ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌  ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌  ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌  ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌خسوف ، ۳۰ آگوست ‌۲‌۰۲۴ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

#کیم #کیم_تهیونگ #تهیونگ #کیم‌تهیونگ
#بی‌تی‌اس #بی_تی_اس #بی_تی_اس_ارمی #ارمی #اتحاد_ارمی_های_ایران
#Kim #kim_taehyung #taehyung #bts #btsarmy #army
#کیم_سوکجین #کیم_نامجون #مین_یونگی #پارک_جیمین #جانگ_هوسوک #جئون_جونگکوک
#kim_seokjin #kim_namjoon #min_yoongi #park_jimin #jeon_jungkook #jung_hoseok
دیدگاه ها (۰)

Heir of Light and Darknesspart : 20تهیونگ هنوز به حرف‌های او...

dark life = 49ات از پله‌ها پایین دوید. آشپز، آقای هان، توی آ...

🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۹ از ۱۰: «کسی که نباید دوستش می‌داشتم».ت...

𝑾𝒊𝒍𝒅 𝑳𝒊𝒍𝒚୨ৎلیــلــیوم وحــشیپشت دیوار های سنگی عمارت،دختری ز...

Season Two | 𝑯𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝑴𝒂𝒔𝒌ᴘᴀʀᴛ ¹ 🖤همه‌ی آدم‌ها رازهایی دارن؛ ر...

فاصله یک لبخند تا جنون

پارت ۱ | اولین روز کاریساعت هشت صبح بود.شرکت «JK Group» مثل ...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 29صبح روز بعد جین تصمیم گرفت دیگه سکوت نکنهاز...

پارت دوم فردا صبح، آفتاب پاییزی از ل...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۷از طرفی، دلش می‌خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط