عنوانیخ سیاه

عنوان:«یخ سیاه» ꧁꧂

عنوان:«یخ سیاه» ꧁꧂
پارت چهارم: ☆قانون ها☆

جونگکوک: میدونی من کیم؟ اسمم چیه؟ کوچولو؟

کایرا : کیه که تو دیوونه رو نشناسه؟ در ضمن من کوچولو نیستم.

جونگکوک لبخند کجی زد و گفت: خوشم امد.
اما من همه چیز تو را چک کردم و درضمن مراقب دهنت باش وگرنه قول نمیدم ادبت نکنم... دیگه انقدر مودب نیستم فهمیدی؟ و در ضمن حتی سنت رو میدونم.«۲۲» پس دربرابر من کوچولویی خانومی.

کایرا: کار خوبی نیست توی زندگی دیگران فضولی کنی آقای جونگکوک.....و کار مهم تری از حرف زدن با تو دارم..... رفع زحمت نمیکنی؟

جونگکوک چشماش خطرناک تر شد: میرم اما به زودی خودت میای دیدنم. پرنسس.

رفت.

"چند روزی گذشت"

کایرا در خانه بود.

صدای در آمد، کایرا در را باز کرد و چند بادیگارد را دید و گفت:«اینجا چی میخواید هااا!!!؟»

سر دسته گفت:رئیس دستور داده به دیدنش بری.»

کایرا : نمیام

گفت:«بهتره مثل دخترای خوب بیای وگرنه از روش دیگه ای استفاده میکنیم.»

کایرا روبه رویشان ایستاده بود، نه ضعیف و نه لرزان. :« یک بار گفتم نمیام»

آنها به زور کایرا را وارد ون مشکی کردند و کایرا هی تقلا می کرد و فحش میداد اما بی فایده بود. توی ماشین با یک طناب دستشو بستن اما محیا با پاهاش به صندلی جلویی لگد میزد:شیباللللل!!! دوراییی.

(اما جوابی نگرفت)

به پنت هاوس خطرناک و تاریک رسیدند: او را به زور به سمت ورودی هدایت کردند،(درمشکی واز شد.) بوی خطر و باروت می داد. او را به اتاقی بردند و دست و پاشو بستن به سندلی چوبی و دهنشو با چسب بستن اتاق تاریک و خالی بود فقط دیوار بود پنجره ای نداشت.


سر دسته گفت:«انرژیتو الکی هدر نده کسی صداتو نمیشنوه، اینجا صبر کن تا رئیس به دیدنت بیاد.»

کایرا در حالی که دهنش بسته بود نامفهموم گفت: دست به من نزن پابووو


رفتند و کایرا را با تعجب خود تنها گذاشتند.


(بعد از ساعتی)


صدای قدم های یک نفر که هم زمان دستور میداد به گوش میرسید.

به در رسید.

وقتی وارد شد، هیکلش کل چارچوب را پوشاند.
دیدگاه ها (۱)

🖤 مافیای منقسمت دوازدهم | اولین نشانهات پشت سر جونگکوک ایستا...

partصدای آژیر پلیس نزدیک‌تر می‌شد.مین‌هو با عصبانیت گفت: «هم...

🖤 مافیای من — قسمت ۲۳وقتی احساسات خطرناک می‌شوندصبح روز بعد،...

چند پارتی بازی ممنوع

#برادر ناتنی من

اول از همه بریم سراغ معرفی شخصیت‌های اصلی این داستان جذاب: م...

007-پنهان در مه - پارت ۷۲

Cruel Love پارت ۷#:باشه حالا خانم کوچولو قهر نکن بیا بازی +:...

#عقد_با_رئیس_مافیاعقد با رئیس مافیا پارت 28ات هنوز به صفحه‌ی...

پارت ³⁹باورش نمیشد وقتی کسی که وارد اتاقش شد رو دید از تعجب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط