{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم جلو گفتم : ببخشید خانوم آتیش داری؟

رفتم جلو گفتم : ببخشید خانوم آتیش داری؟
هول شد گفت : واسه چی می‌خوای؟ گفتم : می‌خوام تکلیفمُ با چشات روشن کنم . خندید ، خندیدم ؛
گفتم : شالت آبیِ ، مثلِ دریاست ، موج داره دریات .
گفت : ینی چی؟ گفتم پیچ پیچی . خندید ، خندیدم ؛
دیدم اهل دله ، نشستم کنارش ، لش رو نیمکت . .
گفتم : همیشه دنبال دلیلی؟
گفت : چطور؟
گفتم : ببین ، همین الانم دنبال دلیلی . خندید ، خندیدم ؛
گفتم : می‌خندی تو دلم رخت می‌شورن . گفت : دیوونه‌ای؟
گفتم : سرت که پایین بود باد میومد ، یه طره از موهات بیرون بود ، تاب می‌خورد. دووم نیوردم ، دیوونه شدم .
گفت : با این حرفا روزی مخ چنتا دخترو می‌زنی؟
خوشم نیومد از حرفش ؛
پا شدم خودمو جمع و جور کردم
صاف نشستم .گفتم :
تو ازونایی که وقتی میره شمعدونی‌ها دق می‌کنن ؛ صدات مثله بوی بنزین می‌مونه ، آدم دوس داره همه‌ش رو بکشه توی خودش ؛ ازونایی که همه راها به تو ختم می‌شن . .
خنده‌هات مثله آب می‌مونه ، بی صداس ولی آرامش می‌ده .
گفت : کلی آدم مثل تو هست ، تازه از تو بهترم خیلی هست .
گفتم : من مهربونم ، دیوونه و خل و چلم ، جسورم ، اینارو هیچ‌جا با هم نمی‌تونی پیدا کنی ^-^


•••
​#مود #ویترین #تیک_تاک #اکسپلور #ایران
#عاشقانه #نوستالژی #حرف_دل #کپشن_خاص #دیالوگ#گل_پیچک

#flower_ivy
دیدگاه ها (۲)

★ازدواج من و بابات؟...p⁴(* ساعت ۵ *)رفتم داخل رستوران...تهیو...

part ۷

یه تک‌پارتییی جدید از نامجونننن شیییی؟؟:))) به قلم لینا:)من ...

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

پارت هفتم | دیدار دوبارهپارک لاراـ لارااااا!تو خواب نازم بود...

پارت سیزدهم |جذابی، ولی بد اخلاق. پارک لاراچند ساعت از رسیدن...

Which onepart 17کنار مامان جیمین نشستم و اون با لبخند گرمی ا...

لبخند قاتلپارت³⁷ویو جونگ‌کوکبعد از اینکه مطمئن شدم خطری نیست...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت هفتم: دو رویِ یک سکه![دیدگاه تهیونگ]...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط