part1

#part_1

#part_1
#آرتیست_منحرف
"طبق همیشه جلو در خونه جونگکوک وایساده بودم منتظر جونگکوک بودم تا بیاد بریم کافه نویسندگی و اونجا یکم حرف بزنیم درمورد اتفاقات اخیر...حوصله بیرون رفتن واقعا نداشتم اما باید راه فرار داشته باشم دیگه مگه نه؟!بلاخره یه جوری باید فرار میکردم از دست اون رییس چروکیدم..عاححح هه...این لقب جین هیونگ بهش داده ولی واقعا بهش میاد...جونگکوک‌ اومد پایین! "
jm:بلاخره آقا خرگوشه تشریف آوردند (خنده)
jk:یا پارک جیمین تو دقیقا سر ساعت میایی به من چه یکم لفتش بده بابا اههه...
jm:باشه حالا هی نق نق کن سوار شو بریم کافه نویسندگی...
«سوار شدند»
jk:چرا آنقدر عاشق اونجایی واقعا برام جای سوالِ ها چی داره اونجا آنقدر عاشقشی...
jm:اونجا منو آروم می‌کنه...یه جا ساکت آروم دور از درد خستگی...یه جایی که میتونی آرامش بگیری...
jk: که اینطور ندونسته بودم
jm:حالا دیگه بدون (خنده)
jk:آره آره (خنده خرگوشی)

«دقایقی بعد رسیدند به مقصد کافه ای با رنگ تم قهوه ای،نسکافه،کرمی مانند:وسط یه باغ سر سبز در از گل های رنگارنگ که فضای اونجا و زیبا تر میکرد....صندلی و میز های چوبی کهنه که نشون میداد چندین سال این کافه قدمت داره به رخ میکشوند....چراغ های زرد رنگ و ریسه های لامپی دور تا دور کافه رو محاصره کرده بودند...همراه هم پیاده شدند..‌.اروم به داخل کافه قدمت برداشتند...جیمین که سرش رو میچرخوند دنبال یه جای آروم ساکت میگشت شونه ای به جونگکوک زد....به معنی اینکه بیا بریم اونجا! سمت اونجا قدم برداشتند نشستند. »
jm:اینجا خیلی آروم ساکته...هاه دلم تنگ شده بود واقعا!
jk:امممم...با اینکه بار اولیه که میام ولی قشنگه...حالا میفهمم هر وقت زنگ میزنم میگم کجایی...میگی کافه نویسندگی اینجا خیلی قشنگه...
jm:که خوشت اومده؟(نگاه معنا دار)
jk:جیمین ساکت شو بی ادب هر چی شد منحرف بازی درمیاری...
«در همین عین که اونا حرف میزدند؛ ناگهان گارسونی سمتشون اومد....»
پایان پارت ۱
مرسی که تا اینجا خوندید!
از سناریو بالا و این پارت امیدوارم لذت ببرید!
حمایت یادت نره!
لایک؟کامنت؟بازنشر؟فالو؟
ایگ؟نکن قشنگم🍒✨
#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #tiktok #dance #music #scenario
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین#فیک_بی_تی_اس#اسمات#رمان#فیک
دیدگاه ها (۱۴)

یه شب بارانی در کره‌ای جنوبیجونگکوک: هورلاااا ( هورا) بلخره ...

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

پارت ۲۱ — «انتقام جونگکوک»رها هنوز پشت مبل قایم شده بود.رها:...

بی رحمی؟🥺( o´ェ`o)پارت¹⁶(´・ェ・`)اجباری؟درباز شد جین اومد یونا ...

(دلداده)(فلش به سه روز بعد )ویو جونگکوک الان سه روزه که ا/ت ...

#سناریو وقتی بازوشو گاز میگیریمنامجون: اول خشکش می‌زنه و با ...

در جست و جوی خاطرات پارت ۲۱

پارت ۱۳(ویو جیمین)ساعت ⁶:¹² دقیقه عصر بود من به کلوپ رسیدم و...

گل خونی پارت 47تهیونگ وارد شود جیمین با سرعت رفت پیشش # به ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط