naji_o
۵
پسند
من در این آبادی، پی چیزی میگشتم:
من در این آبادی، پی چیزی میگشتم:
پی خوابی شاید، پی نوری، ریگی، لبخندی.
پشت تبریزیها ، غفلت پاکی بود، که صدایم میزد.
پای نیزاری ماندم، باد میآمد، گوش دادم:
چه کسی با من، حرف میزند؟
405/06/29
15:48
دانلود
۲.۴k
۲۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (
۱
)
تک پارتی ار تهیونگ روی پشتبامِ استودیو نشسته بودیم. بادِ خن...
به راهروی طولانی طبقهی اول نگاه کردم.در انتهای راهرو، یک تا...
چند پارتی
وقتی بدترین دشمن اعصابت شوهرت میشه
007-پنهان در مه - پارت ۱۰۷
برده عمارت جئون
پارت دوم
دو پارتی عشق مافیا¹جونکوک، ۲۹ ساله؛ مردی که برای بیشتر آد...
.....پارت هجدهم.....
یکی از شو کرونای درخواستی داشت
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین