A KISS MADE OF BLOOD

A KISS MADE OF BLOOD

PART:4
°°°°°°°°°°°
«مقدمه جنگ»
جونگکوک کمی جلوتر آمد. فاصله‌شان حالا خیلی کم بود. «یه مشکل دیگه ام هست. خانوادت فهمیدن... و حدس بزن اولین واکنششون چی بود؟ دارن میان اینجا.»

قلب میکا برای لحظه‌ای مکث کرد.همان لحظه صدای دور موتور چند ماشین از خیابان پایین به گوش رسید. میکا به سمت پنجره چرخید. چند ماشین مشکی یکی پس از دیگری جلوی ساختمان توقف می‌کردند.جونگکوک کنار او ایستاد و پایین را نگاه کرد. لبخند خیلی کمرنگی گوشه‌ی لبش نشست؛ لبخندی که بیشتر شبیه هشدار بود. «خوش اومدی به شروع جنگ.»

صدای موتورهای خاموش‌شونده پایین خیابان مثل ضربه‌ای کوتاه اما عمیق به قلب میکا خورد. از آن نوع صداهایی که می‌دانی پشتش آدم‌هایی هستند که نه می‌پرسند، نه شک می‌کنند فقط حکم می‌دهند. «نباید می‌اومدن.»

جونگکوک نگاهش را از خیابان گرفت و به او برگشت. «تو نباید اینجا می‌بود‌ی.»

جونگکوک به آرامی به سمت میز بار رفت، انگار کوچک‌ترین عجله‌ای برای برخورد با خانواده‌ی لی نداشت. لیوانی برداشت، در آن مقداری آب ریخت و گفت: «لی‌ها وقتی چیزی رو از دست بدن… وحشی می‌شن.»

میکا آهسته گفت: «من رو از دست ندادن.»

جونگکوک نیم‌چرخید.نگاهش تیز شد. «به نظر خودشون؟ چرا.»

میکا مکث کوتاهی کرد. «اونا فکر می‌کنن دزدیدی‌م.»

جونگکوک جلو آمد، آرام، بدون عجله.«و تو فکر می‌کنی دزدیدمت؟.»

میکا یک قدم عقب رفت. این نزدیک بودنش زیادی خطرناک بود. زیادی واضح. «فکر می‌کنم… اگه دزدیده بودی، الان این شکلی باهام حرف نمی‌زدی.»

جونگکوک انگار می‌خواست چیزی بگوید اما ناگهان صدای بوق امنیتی آسانسور خصوصی قطعش کرد. جونگکوک یک دکمه روی دیوار زد. درِ کناری باز شد—یک اتاق کوچک پوشیده از فولاد سیاه، مثل یک اتاق امن یا سلاح‌خانه‌ی خصوصی. «برو تو.»
میکا سرش را بلند کرد. «من بچه نیستم که...»

برای اولین بار لحنش تند شد. نه بلند. نه خشن. فقط… محکم. «میکا.»

میکا مشت‌هایش را گره کرد. غرورش داشت می‌سوخت. اما نگاه جونگکوک آن نگاه تاریک، حساب‌شده، محافظتی و خطرناک باعث شد یک لحظه درنگ کند. میکا عقب عقب رفت، وارد اتاق امن شد. آخرین چیزی که دیدم چشمان جونگکوک بود.
دیدگاه ها (۱۹)

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_21فصل یازدهم | ...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۵ | انتخابرینا به صفحه‌ی گوشی خیره شده بود....

مافیای من — قسمت ۲۱اسمِ مادرات چند ثانیه فقط به جونگکوک نگاه...

مافیای من — قسمت ۱۶پرونده‌ای که نباید باز می‌شدصدای قفل شدن ...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁹ویو میکا_____یه دفعه ل...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇24ویو هویج:حیاط مدرسه شلوغ بود.زنگ تف...

🍷 شراب قرمزپارت ۳۱ — یک قدم تا اعترافصدای شلیک بیرون انبار ه...

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 11جین چند لحظه ساکت موندجین:چی گفتهجو...

#عشق_یا_گلوله ؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ویو میکا_____داخل کا...

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت بیست‌ویکم 𓆪ات چند ثانیه به پاکت خیره م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط