رمان میراکلس واقعیت پارت ۶

رمان میراکلس واقعیت پارت ۶

#میراکلس_واقعیت
#پارت۶
(از زبان لیدی باگ)
رفتیم خونه سنا خواست معجزه گرشو پس بده گفتم پیش خودش نگه داره چون خودش هم کلا پیش من بود
سنا:مری امروز چند شنبه است؟
مری:دوشنبه
سنا:یه سوال تو فردا مدرسه نداری؟
مری:یا حضرت عباسسسس یا جدالجرمی چرا زود تر نگفتییی
سنا:اروم اروم تازه یادم افتاد🤣🤣🤣🤣😂
راستی به مامان و بابات چیگفتی؟
مری:چیو چی گفتم؟
سنا:این که من اینجا چیکار میکنم😶
مری:اهان گفتم تو شانگهای باهم اشنا شدیم اون هم اومده اینجا
سنا:اوکی باشه یه سوال دیگه من کجا بخوابم؟
مری:من بالا میخوابم تو هم پایین
سنا'باشع
خوب بخوابیم؟؟
مری'اوکی
سنا'راستی من فردا تو رفتی کجا برم؟
مری'ببینم میتونم تو کلاسمون به یه مدت ثبت نامت کنم
سنا'باشه
(همان حال پیش ادرین و مهیا)
مهی:ادرین میگم فردا تو میری مدرسه من کجا بمونم؟
ادی' میخوام به یه مدت تورو تو مدرسه ثبت نام کنم
مهی:اوکی
فردا صبج
سنا' مرییییییی بیدار شوووووووووو ساعت ۵ دقیقه به ۸ هستششششش
مری:یا جدالجرمیییییی واییییییی
سنا' بدو دیگههههههههه
مری'کروسان برای راه برمیدارم بدوووووووو
وقتی رفتن تو مدرسه
تو کلاس
(مری و سنا با مخ رفتن تو زمین)
مری و سنا'ایییییی
خانم بوستیه:فک کنم دوتا دانش اموز جدید داریم
(پارت بعد
امار ۱۷)
دیدگاه ها (۰)

عشقی حقیقی

شاگرد لوس من

پارت ۴ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]ویو لوید 《عا خسته شدم چقدر معمور...

True Love①③دو ماه از شروع رابطه‌مون گذشته بود. تو این دو ماه...

برده عمارت جئون

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲۱ *سانیار*دیدم مروارید تو بغل رضا...

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۳----------------------------------------⭐🌕...

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

رفتار سرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط