باران انگاری از یه پرتگاه افتاده باشم وسط راه یه تیکه

#باران ❣‏انگاری از یه پرتگاه افتاده باشم ‏وسط راه یه تیکه

#باران ❣‏انگاری از یه پرتگاه افتاده باشم ‏وسط راه یه تیکه از لباسم گیره کرده به شاخه ی خشک شده ی درخت ‏نه میتونم خودمو نجات بدم نه میوفتم خلاص شم.

#دلنوشته#عکسنوشته✍
#بوقت دلتنگی❣
#باران_پاییزی🍂
#ویسگون♾️


💛฿ѦℜѦη.℘ѦˠizЇ💛
دیدگاه ها (۳۵)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

پارت ۴۱

شاهکاری به نام دروغ

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت چهاردهم: تاوانِ انتخابصدای پ...

My lovely neighbor part : ۸۶

My lovely neighbor part : 89

dark life = 38

سناریو تک پارتی از باجی و مایکی : ویو باجی: صبح که بیدار شدم...

پارت: 22 (بخش2) **زاویه دید: زین**تایلر سعی کرد خودش رو از چ...

پارت ۳ ویو ا.ت بعد از ۱۰ دقیقه رانندگی به مقصدی که می‌خواستی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط