یه زمانی، پاییز بدون رب خونگی معنی نداشت...
یه زمانی، پاییز بدون رب خونگی معنی نداشت...
حیاط، دیگ مسی، بخار داغ و صدای ملاقه ای که میخورد به دیگ....
دستایی که با عشق هم میزد، خونه ای که بوی زندگی میداد.
روحت شاد مادر بزرگ
رب کم می پختی بی نظیر بود
حیاط، دیگ مسی، بخار داغ و صدای ملاقه ای که میخورد به دیگ....
دستایی که با عشق هم میزد، خونه ای که بوی زندگی میداد.
روحت شاد مادر بزرگ
رب کم می پختی بی نظیر بود
- ۴۹۰
- ۱۸ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط