دختر ابوبکر البغدادی وقتی کارتون می‌دیدم پدرم مرا سرزن

🚨🎥دختر ابوبکر البغدادی: وقتی کارتون می‌دیدم پدرم مرا سرزن

🚨🎥دختر ابوبکر البغدادی: وقتی کارتون می‌دیدم پدرم مرا سرزنش می‌کرد. وقتی پدرم را در تلویزیون دیدم که خلافت داعش را از مسجد النوری در موصل اعلام کرد، بسیار شوکه شدم. او یک هفته پس از این خطبه به خانه بازگشت.
اسرای ایزدی با ما در یک خانه زندگی می کردند و از این موضوع راضی نبودم.
دیدگاه ها (۰)

فاصله یک لبخند تا جنون

.⭕️دو سارق وارد یک ویلا شدند و پس از جستجو گاوصندوقی را پیدا...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇25ویو هویج:حیاط هنوز شلوغ بود. اما بر...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

💗 قولی که شکستییک هفته گذشته بود.هفت روزی که ا.ت تلاش کرده ب...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۹ از ۱۰: «کسی که نباید دوستش می‌داشتم».ت...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

قسمت ۹(بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط