{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو شمال داشتیم غذا می‌خوردیم با عموم اینا

تو شمال داشتیم غذا می‌خوردیم با عموم اینا
فلفل هایی که اونجا بود همه شیرین بودن و می‌خوردن
من اومدم بخورم یه گاز بزرگ زدم آتیش بوددددد
عموم همون خورده میگه
بابا دختر توچه بد شانسی هستی همه شیرین بودن توکه برداشتی تند اومد
بخندم یا ناراحت باشم😂😐
دیدگاه ها (۰)

بچه ها شاید از ویس برم واقعا معلوم نیست

بگین ببینممممممممم

شانس ندارمااا تو بعدی نمونه میگم

وای خدا چرا مدرسه غیر حضوری نمیشههه

آیا هر عشقی از نفرت شروع می شود?

عاشقان حسود پارت ۷ جونگ آه رفت روی کاناپه که ته و کوک اومدن ...

#شراب_سرخ Part:⁶⁶جونکوک : مرتیکه دلم برات تنگ شده بودددددتهو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط