میدانستم نمیتوانم

میدانستم نمیتوانم
اما تمام تلاشم را میکردم
یک عمر با پای معلولم تلاش کردم
گاهی دیگر پایم میخوابید از شدت درد
اما نمیشد باید مدارا میکردم
چقدر خسته بودم
وقتی ب درخت تکیه دادم
فکر میکردم دنیا متوقف شده
زمان خوبی بود
نزدیک ظهر بود
میشد یک آتشی روشن کرد
و چای خورد
اما مهم این بود باورم شده بود ک نمیتوانم



یک عمر تلاش کردم ولی نتوانستم
با یک پا کل مسیرهای سخت را رفتم
اما دیگر خسته ام
تا مدتها خبری از من نخواهد بود
ایام استراحت طولانی
نقطه سرخط.
دیدگاه ها (۰)

گاهی بعضی افرادی رو مبینیم ک توی زندگیشون از هیچ چیزی شانس ن...

#تاریخ تولدم را سخت نگاه کردم😔😔ب یک پلک زدن به تاریخ تولدت ب...

بدون شرح ولی ی دنیا معنی

خسته ام همین از زماناز روزگاراز آدمهای ک دور و برم جمع کردمو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط