{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به دستش روسری را جابجا کرد🙆

به دستش روسری را جابجا کرد🙆
مرا در خلسه ای بی حد رها کرد😇

دولا شد بند کفشش را ببندد👞
به ناگه صد جوان را کله پا کرد🤕
😅 😅 😂
دیدگاه ها (۴)

کاش به جای غصه خوردن شادی کردنرا می اموختیمکاش به جای دل شکس...

عبورت چه زیبا بودوقتی از زندگی ام میگذشتیمن فقط مست دیدنت بو...

وای اگــر ...؟ گریـه نبـــود ....سـهم...

🍃 مهربانی باغ سبزی است🍃 که از روزنه پنجره ها باید دید🍃 مهربا...

Chapter Seven, Part ³⁴مکالمه ای بین نگهبان های در اصلی شکل گ...

در زندگی دیگر ( دوباره مرا پیدا کن ) پارت ۱۴ : پتوها و... پی...

سناریو اوبیکاکا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط