لحظه خداحافظی به سینه ام فشردمت
لحظه خداحافظی به سینه ام فشردمت
اشک چشمـام جاری شد،دست خدا سپردمت
دل من راضی نبود به این جدایی نازنین
عزیزم منو ببخش،اگه یه وقت آزردمت
گفتی به من غصه نخور میرم و برمیگردم
همسفرِ پرستوهـا میشم و برمیگردم
گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی
گفتی تا چشم هم بزنی میرم و برمیگردم
عزیزِ رفته سفر،کی برمیگردی؟
چشمونم مونده به در کی برمیگردی؟
رفتی و رفت از چشـام نورِ دو دیده
ای ز حالم بی خبر کی بر میگردی؟
غمگین تر از همیشه به انتظـار نشستم
پنجره امیدمو هنوز به روم نبستم
پرستوهـای عاشق به خونشون رسیدن
امّا چرا عزیزِ دل هرگز تورو ندیدم...
اشک چشمـام جاری شد،دست خدا سپردمت
دل من راضی نبود به این جدایی نازنین
عزیزم منو ببخش،اگه یه وقت آزردمت
گفتی به من غصه نخور میرم و برمیگردم
همسفرِ پرستوهـا میشم و برمیگردم
گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی
گفتی تا چشم هم بزنی میرم و برمیگردم
عزیزِ رفته سفر،کی برمیگردی؟
چشمونم مونده به در کی برمیگردی؟
رفتی و رفت از چشـام نورِ دو دیده
ای ز حالم بی خبر کی بر میگردی؟
غمگین تر از همیشه به انتظـار نشستم
پنجره امیدمو هنوز به روم نبستم
پرستوهـای عاشق به خونشون رسیدن
امّا چرا عزیزِ دل هرگز تورو ندیدم...
- ۲.۳k
- ۰۲ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط