best mistake
best mistake
__________Chapter⁴__________________
(لباس فرم رو نذاشتم دوباره این پارت رو پست کردم پارت بعدی هم چند ثانیه بعد اپلود میشه🤓)
لایرا:ول کن اینارو بیا تمام انرژیمونو خالی کنیم و خوشحال باشیم
کلی خندیدیم و غذا خوردیم خوشحالی کردیم و دیگه کامل خسته بودیم و ساعت ۱:۰۰ شب بود دیگه گفتم که بریم و مسیرمون از هم جدا شد هرکی رفت به سمت خونه خودش
"ویو خونه هایری"
خسته رسیدم به خونه، کیف و پرت کردم روی مبل ، بدون اینکه میکاپ و لباسم رو عوض کنم پریدم رو تخت رو خوابیدم
"ویو صبح"
ساعتم به صدا در اومد سریع بیدار شدم رفتم سمت سرویس تازه یادم اومد که میکاپ دیشب رو پاک نکردم ولی کاشکی پاک میکردمممم ،سریع میکاپ رو پاک کردم یه روتین پوستی ساده انجام دادم و اومدم بیرون سریع یه نون تست و بادام زمینی زدم خوردم دیگه داشت دیرم میشد سریع لباس فرم(اسلاید²) رو پوشیدم و کیفم رو گرفتم و رفتم به سمت دبیرستان
_____________________________________
شرط برای پارت بعدی🫠
⁵لایک
³کامنت
¹بازنشر
__________Chapter⁴__________________
(لباس فرم رو نذاشتم دوباره این پارت رو پست کردم پارت بعدی هم چند ثانیه بعد اپلود میشه🤓)
لایرا:ول کن اینارو بیا تمام انرژیمونو خالی کنیم و خوشحال باشیم
کلی خندیدیم و غذا خوردیم خوشحالی کردیم و دیگه کامل خسته بودیم و ساعت ۱:۰۰ شب بود دیگه گفتم که بریم و مسیرمون از هم جدا شد هرکی رفت به سمت خونه خودش
"ویو خونه هایری"
خسته رسیدم به خونه، کیف و پرت کردم روی مبل ، بدون اینکه میکاپ و لباسم رو عوض کنم پریدم رو تخت رو خوابیدم
"ویو صبح"
ساعتم به صدا در اومد سریع بیدار شدم رفتم سمت سرویس تازه یادم اومد که میکاپ دیشب رو پاک نکردم ولی کاشکی پاک میکردمممم ،سریع میکاپ رو پاک کردم یه روتین پوستی ساده انجام دادم و اومدم بیرون سریع یه نون تست و بادام زمینی زدم خوردم دیگه داشت دیرم میشد سریع لباس فرم(اسلاید²) رو پوشیدم و کیفم رو گرفتم و رفتم به سمت دبیرستان
_____________________________________
شرط برای پارت بعدی🫠
⁵لایک
³کامنت
¹بازنشر
- ۱۶۹
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط