{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انتقام خونین

انتقام خونین
پارت۸
بیفته که...................
یونگی براید استایل بقلش کرد وبردش توی خونه گذاشتش روی مبل
ویو رومینا
یونگی اومد و به لبم پماد زد واوووووو
داشتم به این فکر می کرده که چطور انتقامم رو ازشون بگیرم می دونم اون جین برای نازنین نقشه کشیده با اون جوری که بهش زل زده بود
اتمام ویو رومینا

ویویونگی
من چند روز هس یه حس هایی به ......... دارم نمی دونم این هوسه یاعشق(این نقطه اسم یکی از شخصیت های دختره که بعداً می فهمید کیه)
نازنین:رومی این درد می‌کنه
رومینا:نه یونگی پماد زد درد نمیکنه
جیهوپ :خب بچه ها چطوره بازی کنیم
رومینا :نه بابا مگه بچه شدی
وی :ربطی نداره بیاین جرعت حقیقت
همه جز رومینا : اوکی
کوک:بیا دیگه (روبه رومینا چشای تیله ایش رو لوس کرده بود چیه برق خاصی توش بود)
رومینا:باشه باشه فقط چشات رو اینجوری نکن
فلش بک بعد از چند دور بازی افتاد روی منو جیمین
جیمین:جرعت یا حقیقت ؟؟؟
رومینا:حقیقت
جیمین:تا حالا کسی رو زدی منظورم در حد مرگه
جیهوپ:نه بابا رومینا اونجو(حرفش با حرف رومینا متوقف شد)
ویو رومینا
اونا که بلاخره می‌فهمن نمی تونم دروغ بگم
اتمام ویو رومینا
رومینا :اره
چهره ی همه جز رومینا و تهیونگ😲😲
رومینا :ها چیه من نمی تونم من.......(وی حرفش رو متوقف کرد)
وی:بچه ها بنظرم بازی بسه
همه :باشه
فلش بک به اتاق خواب
رومینا
نازنین: انگار تازگی ها پوستت سفید تر شده چی کار کردی کلک؟؟
رومینا:ها نه بابا تازگی ها بیشتر به پوستم میرسم😁
رومینا توی مغزش
نه اونا نباید خبر دار بشن امکان نداره
رومینا :بزار من لباسم رو عوض کنم
نازنین :باشه به منم لباس بده
رومینا:بفرما
(عکس لباس هارو می‌زارم)
دیدگاه ها (۰)

من من من اذرممممممممم🎀🎀

بزرگ ترین مشکلات من🥺

انتقام خونینادامه ی پارت۷اسلاید دوم رومینااسلاید سوم نازنین

انتقام خونین ادامه ی پارت۷چند ماه بعد....ویو رومیناامروز قرا...

انتقام خونینپارت۳من دیگه اون نمی‌گم میگم رومیناکه یهو..........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط