{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواستم گریه کنم،

خواستم گریه کنم،
قلب صبورم نگذاشت!

وقت زانو زدنم بود،
غرورم نگذاشت!
دیدگاه ها (۲۶)

یارم به بازار آمده ست چالاک و هشیار آمده ستور نه به بازارم چ...

نمی‌دانم عشقت حادثه‌ای بزرگ بودیا کوچک، به هر حال تو را اشتب...

یا کنج قفس یا مرگاین بختِ کبوترهاستدنیا پل باریکی بین بد و ب...

از دلم می پرسم:"آیا هم چنان از عشق ناچاری؟"من تپش های دلم را...

خواستم گریه کنم قلب صبورم نگذاشت...وقت زانو زدنم بود غرورم ن...

میگن عشقی که به گریه رسیدههیچ وقت دروغ نبوده،خواستم بگم من خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط