مادر که شدم
مادر که شدم
نام پسرم را عباس میگذارم!
کودکانه هایش را که خواست سر بگیرد آرام قربان صدقه اش میروم
و سعی میکنم دستهایش را همیشه ببوسم
مادر که شدم نام پسرم را عباس میگذارم
یادش میدهم روضه که میرود محکم سینه بزند!
یادش میدهم زمین که افتاد یا حیدر بگوید و بلند شود!
یادش میدهم محرم تکیه علم کند
یادش میدهم نیمه شعبان اسفند دود کند و شلوغ کند خیابانهای منتظر را
مادر که شدم
نام پسرم را عباس میگذارم و هرگاه خواستم صدایش کنم یک(جان) به تنگ اسمش میبندم
مادر که شدم و عباس که نام نهادم پسرم را
نذر قدوم مولایش میکنم
سجاده را هر وقت گوشودم
زیر لب زمزمه میکنم
عباس مهدی شود خدایا
مثل عباس علی!
#شیعه
#یاعلی
#یا_مهدی_ادرکنی
نام پسرم را عباس میگذارم!
کودکانه هایش را که خواست سر بگیرد آرام قربان صدقه اش میروم
و سعی میکنم دستهایش را همیشه ببوسم
مادر که شدم نام پسرم را عباس میگذارم
یادش میدهم روضه که میرود محکم سینه بزند!
یادش میدهم زمین که افتاد یا حیدر بگوید و بلند شود!
یادش میدهم محرم تکیه علم کند
یادش میدهم نیمه شعبان اسفند دود کند و شلوغ کند خیابانهای منتظر را
مادر که شدم
نام پسرم را عباس میگذارم و هرگاه خواستم صدایش کنم یک(جان) به تنگ اسمش میبندم
مادر که شدم و عباس که نام نهادم پسرم را
نذر قدوم مولایش میکنم
سجاده را هر وقت گوشودم
زیر لب زمزمه میکنم
عباس مهدی شود خدایا
مثل عباس علی!
#شیعه
#یاعلی
#یا_مهدی_ادرکنی
- ۷۲۱
- ۱۲ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط