{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#روزی شال و کلاه میکنم همه ام را یکجا برمیدارم ،

#روزی شال و کلاه میکنم همه ام را یکجا برمیدارم ،
دست #دلم را هم میگیرم ،
#مقصد نمیدانم کجاست هر جا که دلم بگوید !
هرجا که روحم به آن سمت پرواز کند !
اهمیتی ندارد ، فقط دور شوم از این بودن های کذایی !
که رها شوم از بند بودن هایی که هر #لحظه اش بانگ رفتن سر میدهد ...
گُم شوم در تار و پود خستگی هایم ، به ناکجا آبادی برسم ،
و دود کنم تمام خاطرات تلخ لعنتی ام را ...
آخر کار قلم و کاغذی بردارم و تمام فریاد های ذهن سر کشم را سرِ این کاغذ بی نوا خالی کنم ...
اشک هایم را دانه دانه جمع کنم و حفره های خالی قلبم که حاصل ترکش های دلتنگی است را پُر می کنم ،
بلکه التیامی برای قلب زخم خورده ام شود ...!
دیدگاه ها (۳)

یادت باشد!هیچ کس از #تنهایی نمی میرد؛فقط حرف آمدن که می شود،...

با همچون #توییقصه‌ها توانم نوشت#احمد_شاملو

#نگران نیستمهمه چیز درست میشودآب ریخته روی زمین جمع نه،اما خ...

آن زمان، آنچنان مرا درگیر کرده بودی که با فکرت از هرچه کار د...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط