دستهایش را با حالتی باوقار روی میز گذاشته بود، اما نوک نا

دستهایش را با حالتی باوقار روی میز گذاشته بود، اما نوک ناخن هایش مرمر میز را می‌خراشید. تنها بود؛ کنار من، کنار رفقایش، در همه جهان تنها بود، با آن همه بار رنجی که به دوش میکشید.
دیدگاه ها (۰)

🇮🇷سفیر ایران در روسیه: آقای پوتین دستشان را روی میز گذاشتند،...

🔴 فعال سیاسی در ایکس:اگر ایران یک انسان بود، حتماً شانه‌هایش...

روی آن نوشته شده بود:«اگر می‌خواهی برادرت زنده به خانه برگرد...

باران 🌧️⛈️که می‌گیرد،جهان انگار آهسته‌تر نفس می‌کشد؛و آدم دل...

کانادا هم فهمیدسپهر خلجی نخست‌وزیر کانادا با آن همه وابستگی ...

سفیر ایران در روسیه:‌آقای عراقچی پس از جنگ ۴۰ روزه به روسیه ...

🚩پزشکیان در دیدار پوتین: ما از میز مذاکره کنار نخواهیم کشیدپ...

خط‌های خاکستری روی نیمکتشخصیت‌ها:جونگ‌کوک (۱۷ ساله): دونده‌ی...

#my.sexy.toy. psrt 8 فیلیکس سرش رو از روی شانه‌ی هی...

پارت اول | میزِ کنار پنجرهصدای زنگ کوچکی که بالای در کافه بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط