{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی لئو تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زن

روزی لئو تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد!
زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد و بیراه گفتن کرد!
بعد از مدتی که خوب فحش داد، 
تولستوی کلاهش را از سر برداشت و محترمانه معذرت خواهی کرد، و در پایان گفت: من لئو تولستوی هستم!
زن که بسیار شرمگین شده بود، عذرخواهی کرد و گفت: چرا خودتان را زودتر معرفی نکردید؟!
تولستوی در جواب گفت: شما آن چنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید!
دیدگاه ها (۶)

chie mage?khonash kochik boode ja park mashin nadashte....kh...

.

khob bekhabiii kocholoye man...

baba enghad negaranam nabashin....jade amno amane...khhhh

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط