{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غروبا میون هفته برسر قبــریه عاشق

غروبا میون هفته برسر قبــریه عاشق
یه جوون میاد میزاره گلای سرخ شقایق
بی صدا میشکنه بغضش روی سنگ قبر دلدار
اشک میریزه از دو چشمش مثل بارون وقت دیدار
زیرلب با گریه میگه مهربونم بی وفایی
رفتی ونیستی بدونی چه جگرسوزه جدایی
اخه من تو رو میخواستم اون نجیب خوب وپاک
اون صدای مهربون نه سکوت سردخاک
تویی ک نگاه پاکت مرهم زخم دلم بود
دیدنت حتی یه لحظه راه حل مشکلم بود
تو که گفتی باجدایی هیچ میونه ای نداری
پس چرا تنهام گذاشتی تویه این فصل سیاهی
داغ رفتنت عزیزم خط کشید رو بودن من
رفتی و دیگه چه فایده ناله و زجه و شیون
نمیخوام بی تو بمونم بی تو زندگیم حرومه
تو که پیش من نباشی همه چی برام تمومه
عاشق خسته و تنها سرگذاشت روخاک نمناک
گفت جگرگوشه عشقمو دادمش دست تو ای خاک
شونه کن موهاشو اروم شباقصه بگو براش
غروب با اون غرورش نتونست دووم بیاره
پاکشید از اسمون و جاشو داد به یک ستاره
اون جوون داغ دیده بادلی شکسته ازغم
بوسه زد رو خاک یار و دورشد اهسته کم کم
لی چندقدم که دور شد دوباره گریه سرداد
روشو برگردوند و داد زد
بخـــــدا نمــیــری از یــــــــــاد
دیدگاه ها (۴)

😂 😅

سلامتـــــے چهارتامون👇 👇 👇 ⚠ مـــــݩـــــــو غـــَݦ⚠ ّٓٓ ٓ 👎...

ڪاش دنیا یه دختر بهم بدهکه هرچی نداشتمو بهش بدممیخوام هرکی ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط