این داستان بوسه من و دامیان
این داستان بوسه من و دامیان
با هم قرار گذاشتیم من میگم دامیان من رو ببوس دامیان هم میگه توی این وضعیت که این همه آدم ایتجاس نمیشه منم میگم گرا نمیشه زیر شنل بیا هم. و ببوسیم دامیان هم سریع میاد نیبوسه منم دیگه ول کنش نمیشم و میوفتم دنبالش تا دوباره ببوسم بعد از اونور اون دوتا نوچه دامیان ما رو میبینن خلاصه دامیان از این قرار منصرف شد
با هم قرار گذاشتیم من میگم دامیان من رو ببوس دامیان هم میگه توی این وضعیت که این همه آدم ایتجاس نمیشه منم میگم گرا نمیشه زیر شنل بیا هم. و ببوسیم دامیان هم سریع میاد نیبوسه منم دیگه ول کنش نمیشم و میوفتم دنبالش تا دوباره ببوسم بعد از اونور اون دوتا نوچه دامیان ما رو میبینن خلاصه دامیان از این قرار منصرف شد
- ۲.۸k
- ۱۶ شهریور ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط