{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#داستانک #پندانه

#داستانک #پندانه

جوانی با دوچرخه اش با پيرزنی برخورد کرد
و به جاي اينکه از او عذرخواهی کند و کمکش کند تا از جايش بلندشود، شروع به خنديدن و مسخره کردن او نمود؛
سپس راهش را کشيد و رفت! پيرزن صدايش زد و گفت: چيزی از تو افتاده است.
جوان به سرعت برگشت وشروع به جستجونمود؛ پيرزن به او گفت: زياد نگرد؛
مروت و مردانگی ات به زمين افتاد و هرگز آن را نخواهی يافت..

"زندگی اگر خالي از ادب و احساس و احترام و اخلاق باشد، هيچ ارزشی ندارد"
"زندگی حکايت قديمي کوهستان است!
صدا می کنی و مي شنوی؛پس به نيکی صدا کن، تا به نيکی به تو پاسخ دهند"


‌‎‎‌‎‎‎‌‎‌‎‎‌‎‎‎‌‎‎‎‌‎‎‎‌‎┅─═ঊঈ ❄️❤️‍🔥❄️ ঊঈ═─┅

◍⃟❣ ✍حرف دلـــــ❄️❤️❄️ـــ

↪️
دیدگاه ها (۰)

جوانی با دوچرخه اش با پیرزنی برخورد کردو به جای اینکه از او ...

جوانی با دوچرخه اش با پیرزنی برخورد کرد و به جای اینکه از او...

.جوانی با دوچرخه اش با پیرزنی برخورد کرد و به جای اینکه از ا...

جوانی با دوچرخه اش با پیرزنی برخورد کرد. ......و به جای اینک...

جوانی با دوچرخه اش با پیرزنی برخورد کرد.و به جای اینکه از او...

جوانی با دوچرخه اش با پیرزنی برخورد کرد.و به جای اینکه از او...

جوانی با دوچرخه اش با پیرزنی برخورد کرد.و به جای اینکه از او...

❤ ️🌹 😍 .رسول اکرم صلی الله علیه و آله :.إنَّ اللّه یُحِبُّ ا...

جوانی بادوچرخه اش باپیرزنی برخوردکرد.......وبه جای اینکه از...

جوانی با دوچرخه اش به پیرزنی برخورد کرد،به جای عذرخواهی و کم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط