{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با همه‌ی بی سر و سامانی‌ام

با همه‌ی بی سر و سامانی‌ام
باز به دنبال پریشانی‌ام

طاقت فرسودگی‌ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی‌ام

آمده‌ام بلکه نگاهم کنی
عاشق آن لحظه‌ی طوفانی‌ام

دلخوش گرمای کسی نیستم
آمده‌ام تا تو بسوزانی‌ام

آمده‌ام با عطش سال‌ها
تا تو کمی عشق بنوشانی‌ام

ماهی برگشته ز دریا شدم
تا تو بگیری و بمیرانی‌ام

خوب‌ترین حادثه می‌دانمت
خوب‌ترین حادثه می‌دانی‌ام؟

حرف بزن ابر مرا باز کن
دیر زمانی است که بارانی‌ام

حرف بزن، حرف بزن، سال‌هاست
تشنه‌ی یک صحبت طولانی‌ام

ها به کجا میکشی‌ام خوب من؟
ها نکشانی به پشیمانی‌ام!
دیدگاه ها (۸)

الهی…با خاطری خسته، دلی به تو بسته، دست از غیر تو شسته، و در...

ای آفتاب روشن شبهای کربلاپیغمبردوباره صحرای کربلاای ازتمام آ...

شدم با چت اسیر و مبتلایش / شبا پیغام می دادم از برایش به من ...

خرگوش میره تو جنگل روباه رو میبینه داره تریاک میکشه! ...

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

پارت معرفی

در جست و جوی خاطرات.پارت ۱۴..

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

رمان:رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی پارت :۴وی...

برید خررر ذوق شیدپارت ۹۱ | «بالاخره حرف بزن...»دو روز گذشت.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط