{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز کن نعمه جانسوزی از آن ساز امشب

باز کن نعمه جانسوزی از آن ساز امشب
تا کسی عقده اشک از دل من باز امشب

ساز در دست تو سوز دل من می گوید
من هم ازدست تودارم گله چون ساز امشب

مرغ دل در قفس سینه من می نالد
بلبل ساز ترا دیده هم اواز امشب

زیر هر پرده ساز تو هزاران راز است
بیم آن است که از پرده فتد راز امشب


#شهریار
دیدگاه ها (۱)

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

وقتی منطق دیوار می‌کشد و عشق پنجره را باز می‌کند...روان‌شناس...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط