یـــــــــــــــــک روز...
یـــــــــــــــــک روز...
دلت چنان هوای دستانم را خواهد کردکه چشمانت را ببندی و خالی از هر فکر دیگری ...زیر آوازی بزنی که هیچگاه فرصت نشد با هم بخوانیمش...
یــــــــــــــــــک روز...
به هر دلیلی اشک از چشمانت جاری خواهد شد
ودستی برای پاک کردنش از دستانت سبقت نخواهد گرفت!
آن روز است که دلتنگم می شوی...
چیزی نیست...
چشمانت را ببند و بـــخــواب
تو عادت داری...
زود فراموش خواهی کرد
ﺗﻮ رفتــــــــــــه ای...
ﺍمـــــــــــــــــــا...
ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﻫﺸﯽ ﺩﺍﺭﻡ
ﻫﺮ ﮐﺠﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯼ...
ﻫﺮ ﮐﺠﺎ...
ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻋﺸﻘﺖ...
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﻮﺩﯼ ﻭ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪﯼ...
ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ...
ﮐﺎﺭﯼ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ...
ﻣﺪﺗﻬﺎﺳﺖ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﺗﻪ دل بخندد...
دلت چنان هوای دستانم را خواهد کردکه چشمانت را ببندی و خالی از هر فکر دیگری ...زیر آوازی بزنی که هیچگاه فرصت نشد با هم بخوانیمش...
یــــــــــــــــــک روز...
به هر دلیلی اشک از چشمانت جاری خواهد شد
ودستی برای پاک کردنش از دستانت سبقت نخواهد گرفت!
آن روز است که دلتنگم می شوی...
چیزی نیست...
چشمانت را ببند و بـــخــواب
تو عادت داری...
زود فراموش خواهی کرد
ﺗﻮ رفتــــــــــــه ای...
ﺍمـــــــــــــــــــا...
ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﻫﺸﯽ ﺩﺍﺭﻡ
ﻫﺮ ﮐﺠﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯼ...
ﻫﺮ ﮐﺠﺎ...
ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻋﺸﻘﺖ...
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﻮﺩﯼ ﻭ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪﯼ...
ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ...
ﮐﺎﺭﯼ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ...
ﻣﺪﺗﻬﺎﺳﺖ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﺗﻪ دل بخندد...
- ۶۳۰
- ۳۱ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط