{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آهوی پریشان شده دشت تو بودم

آهوی پریشان شده دشت تو بودم
صیاد شدی، گیشه زدی، رحم نکردی

اکنون که دلم دست تو افتاده چه کردی؟!!!
هی سنگ بر این شیشه زدی، رحم نکردی
#تکست_خاص #عاشقانه
دیدگاه ها (۱۰)

تقصیر دلم بود که چشمان تو را خواستاین سر به هوا مثل خودم عاش...

روزهای با تو، در گلویم پرنده‌ای داشتمکه صدایش حتی گل‌های روی...

زیبایی چشمان تو را ماه نداردلبخند تو را باغ به ولله نداردوقت...

رد" پایـت" هنوز به روے" قـلبم"جا مانده استاین را تمام شعرهاے...

پلنگ سنگی دروازه‌های بستۀ شهرممگو آزاد خواهی شد که من زندانی...

.تو این دنیا حسرت دیدارت روی دلم موند ...💔نشه خدایی نکرده او...

همکلاسی جدید من P16 جفت دست هات را گذاشتی روی سینه ات قلبت ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط